تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( سَبَّحَ للَّهِ مَا فِي السَّموَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) . ( سورهء صفّ ، آيهء 1 ) « تسبيح گفت براى خدا آنچه در آسمانها و زمين مىباشد و او عزيز و حكيم است . » پس آسمانها و زمين از آن رو كه خود محدود و نيازمند و ناتوان و در مانده‌اند و در لحظه‌اى آغاز شده‌اند و به زودى در لحظه و ساعتى معيّن به پايان خواهند آمد ، خدا را تسبيح مىگويند يعنى او را از صفات خودشان پاك مىدانند و مقدّس مىشمارند ، از بارزترين اين صفات ، « مخلوق بودن » است در حالى كه صفت خدا « خالق بودن » مىباشد ، از صفات آسمانها و زمين درماندگى و نيازمندى است ، حال آنكه صفات خدا قدرت و بى نيازى است . چه بسا بتوان برهانى را كه حضرت ابراهيم از طريق آن به اثبات وجود خدا رسيد و رو به سوى عبادت و بندگى او كرد از قبيل همين امر به حساب آورد ، چرا كه حضرت ابراهيم ستاره و ماه و خورشيد را ديد و دربارهء هر كدام گفت : اين است خداوند من ، امّا چون افول و غروب آنها را ديد و دانست كه نمىتوانند معبود باشند ، به اين نتيجه رسيد : ( إِنِّيوَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّموَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) . ( سورهء انعام ، آيهء 79 ) « من با ايمان خالص روى به سوى خدايى آوردم كه آفرينندهء آسمانها و زمين است و من از مشركان نيستم . » پس رو به سوى آفرينندهء ستاره ، ماه و خورشيد كرد . . اين برهان در اين جهت‌گيرى است ، آنچنانكه انسان نخست خدا را به مخلوقات تشبيه مىكند ، امّا بعد از دقّت و ژرف نگرى در مىيابد كه آفريننده نمىتواند همچون آفريده و مخلوق باشد ، زيرا مخلوق با صفات شناخته شده‌اش