در آيه ديگرى مىفرمايد :
( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذَا غَافِلِينَ ) .
( سورهء اعراف ، آيهء 172 )
« و زمانى كه خداوند تو ذريّهء بنى آدم را از پشت آنها گرفت و آنان را بر خودشان شاهد كرد كه : آيا خداند شما نيستم ؟ گفتند : آرى هستى شهادت داديم . »
بنابراين فطرت عبوديّت در برابر خدا و فطرت اعتراف به وجود خالق در همهء نفسها هست ، فقط مشكل حقيقى انسان اين است كه مىخواهد خدا را بفهمد و به شناخت او احاطه يابد ، مىخواهد خدا را لمس و احساس كند از اينرو او را به آفريدگان تشبيه مىكند و اينجا كمينگاه انحراف در بندگى است ، زيرا انسان يك بار قصد بتسازى و بتپرستى مىكند و يك بار گياه يا سنگ يا جانورى را معبود خود مىگيرد و عدّهاى نيز هستند كه خورشيد و ماه يا ستارگان را مىپرستند ، اينها همه معترفند كه خالقى دارند ، امّا اين خالق كيست ؟ كمينگاه اشتباه و پايهء گمراهى و انحراف انسان اينجاست بر اين اساس او مىكوشد كه آفريننده را به آفريدگان شبيه سازد .
ولى اگر انسان اين حقيقت را بداند كه خداوند برتر از آن است كه علم به دو احاطه يابد و از اينكه به آفريدگان شبيه دانسته شود منزّه ، پاك و مقدّس است و اگر بداند كه خداوند بزرگتر از آن است كه به وصف آيد هر آينه به او نزديك شده ، امّا در اينجا مشكلى ديگر نيز هست كه حتّى براى مؤمنان نيز پيش مىآيد كه هرگاه مىخواهند به خدا نزديك شوند آفريدگان مىآيند و حجابى ميان آنان و خدا مىگردند ، پس انسان به جاى توجّه به خالق ، متوجّه مخلوق مىشود و « سبحان اللَّه » ذكرى است كه ما را به خدا نزديك مىگرداند ، زيرا باعث دورى ما از تشبيه خدا به مخلوقات مىشود . اين است كه در قرآن آمده است :
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: كمال نژاد
ص١١٠