را از زندان بلا بيرون مىآورد و به راه زندگيش باز مىگرداند ، همه چيز به حال اوّلش بر مىگردد و رحمت و لطف الهى كارساز او مىشود . امّا مشكل انسان اين است كه همهء اينها را فراموش مىكند .
شكّى نيست كه همهء ما در دورههايى از زندگى خود به انواع بلا و مشكلات دچار شدهايم و فقط خدا بوده كه حلقهء بلا را از دست و پاى ما گشوده است ، ولى ما آن لحظههاى دشوار را ، فراموش كردهايم .
دعا همهء اينها را به ياد ما مىآورد و دانهء آرزو و اميد به رحمت خدا را در دل ما مىكارد .
2 - توحيد
الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي المُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً . الحَمْدُ للَّهِ بِجَمِيعِ مَحامِدِهِ كُلِّها ، عَلَى جَمِيعِ نِعمِهِ كُلِّها . الحَمْدُ للَّهالَّذِي لا مُضادَّ لَهُ فِي مُلْكِهِ ، وَلا مُنازِعَ لَهُ فِي أَمْرِهِ ، الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي لا شَرِيكَ لَهُ فِي خَلْقِهِ ، وَلا شَبِيهَ لَهُ فِي عَظَمَتِهِ . الحَمْدُ للَّهِ الفاشِي فِي الخَلْقِ أَمْرُهُ وَحَمْدُهُ ، الظَّاهِرِ بِالكَرَمِ مَجْدُهُ ، الباسِطِ بِالجُودِ يَدَهُ
« . . . ستايش خداى را كه زن و فرزندى نگرفته و در ملك شريك ندارد و خوار نيست كه ياورى گرفته باشد و او را بزرگ دار ستايش خداى را با همهء ستايشها بر همهء نعمتهايش . ستايش خداى را كه مخالفى در ملك و ستيزهگرى در فرمان او نيست . ستايش خداى را كه در آفرينش شريكى و در بزرگى همتايى ندارد .
ستايش خداى را كه فرمان و ستايش او در آفرينش ، فاش و شكوهش از كرم ، ظاهر و دستش به جود و بخشش گشاده است . . . »