درباره اين بنا فقط همين مىدانيم كه در قرن ششم هجرى هنوز وجود داشته . محتملا داستانى كه از مترجم تأليف نرشخى در بالا نقل كرديم و وى از تنها درى سخن مىگويد كه نقش بت بر آن بوده و در آن زمان هنوز باقى بوده است ، مربوط به همين ساختمان است ، زيرا جادهاى كه به كاخ امير - خراسان منتهى مىگشته از كنار همان در مىگذشته .
امير منصور در سال 360 هجرى امر كرد تا براى نماز عيد محل تازهاى به فاصلهء نيم فرسخ از دروازهء كهندز - بر سر راه قريهء سميتن بسازند .
محل قريهء اخير الذكر معلوم نيست . ظاهرا نمازگاه جديد عيد در كنار محل قديمى بوده « 1 »
مسجد جامع سامانى در سال 460 هجرى به هنگام مبارزهاى كه ميان پسران طمغاچ خان ابراهيم بر سر تختوتاج درگير بوده ، سوخت . بدين معنى كه براثر سقوط مواد سوزانى كه از كهندز افكنده بودند آتش در سر چوبين مناره افتاد و بر روى مسجد خراب شد . سال بعد مسجد از نو ساخته - شد و سر مناره را از خشت پخته ساختند . گذشته از اين ، بناى جديدى اندكى دور تر از كهندز احداث كردند كه مقصوره در آنجا قرار داشته .
مقصوره و منبر و محراب در سمرقند تراشيده شده بود .
ارسلان خان محمد فرمود تا مسجد جامع نوى در شهرستان بنا كنند .
ساختمان مسجد « در غايت تكلف و نيكوئى » در سال 515 هجرى به پايان رسيد . ظاهرا اين مسجد تا زمان هجوم چنگيز خان برپا بوده . منارهاى كه در سال 521 هجرى « 2 » برآورده بودند اكنون نيز وجود دارد و به احتمال قوى
هامش
( 1 ) - نام اين قريه در « عبد اللّه نامه » ( حافظ تانيش ) آمده ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ورقb116 .
( 2 ) - « متون » ، ص 172 ( « كتاب ملازاده » )