مبلغ 50000 درهم بت فروخته مىشده .
بانى اين رسم را ماخشاه افسانهاى مىشمردند . روايت است كه در اين محل بيشهاى وجود داشته و بازار در سايهء درختان تشكيل مىشده ، پادشاه در محلى كه بعدها مسجدى در آنجا پديد آمد بر تخت جلوس مىكرد و مردم را به خريد بتان ترغيب مىنمود . زان پس در اينجا معبد آتشپرستان بنا گرديد و در روزهاى بازار مردم براى عبادت به آن محل روى مىآوردند . در عهد اسلامى يكى از مساجد عمده و بزرگ را در اينجا ساختند « 1 » .
در قرن دوازدهم ميلادى سمعانى « 2 » اين روايت را به صورت ديگرى شنيده بوده ، مىگويد كه ماخ آتشپرست بوده و اسلام آورده و خانهء خويش را به مسجد مبدل ساخته . در زمان سمعانى در كوى « در مسجد ماخ » بازارى دائمى وجود داشته .
سرانجام در قرن دوم هجرى محل ديگرى به نام كشكشان « 3 » اهميت پيدا كرد كه بازرگانان ثروتمند كه از غربا بودند پس از اشغال شهر توسط قتيبه به آنجا نقلمكان كردند .
توماشك « 4 » ايشان را از بازماندگان كوشانيان يا افتاليتها [ هياطله ]
هامش
( 1 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 19 - 18 . اكنون مسجد ماخ را همان مسجد مغاك مىدانند . رجوع شود به : بارتولد ، « دربارهء برخى نسخ خطى شرقى » ، ص 926 ؛ اومنياكوف ، « دربارهء نقشهبردارى تاريخى » ، ص 151 ؛ نام كنونى « مسجد مغاك » بهجاى « مسجد ماخ » در تأليف نرشخى هم ذكر شده ( چاپ شفر ص 63 ) .
( 2 ) - « متون » ، ص 66 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء » الماخى » ) ؛ ياقوت ، « معجم » ،I V، 380 .
( 3 ) - در تأليف نرشخى : « آل كثكثه » يا « آل كثكثان » .
( 4 ) - . 106 .S، «Sogdiana» .Tomaschekسخنان نرشخى كه بعدا نقل شده - عقيدهء توماشك را داير بر اينكه كشكشان بودائى بودهاند رد مىكند .