مىشمارد . ايشان خانههاى خويش را كه در شهرستان بوده به اعراب گذاشتند و در بيرون شهر هفتصد كوشك بنا كردند و هركس گردبرگرد كوشك خود « خانهاى چاكران و اتباع خويش بنا كرد و در جوار كوشكهاى خود بوستانى ساخت » - چنان كه بهزودى شهر نواز لحاظ عدهء نفوس از شهر كهنه پيش افتاد . و اين محل به نام « كوشكمغان » مشهور گرديد . در اين مكان بيشتر معابد آتشپرستان وجود داشته . و چون سامانيان به بخارا نقلمكان كردند « غلامان و نزديكان پادشاه » دست به خريد اراضى كوشكمغان زدند و بهاى هر جفت را به چهار هزار درم رساندند .
نرشخى ، ضمنا ، سخنان نوح بن نصر را نقل مىكند كه بهاى زمين زمانى بيشتر بوده و به جفتى 12000 درم [ سنگ نقره ] مىرسيده . روايت است كه زمانى ميان ساكنان كوشكها و مردم مسلمان شهر خلاف افتاد .
[ مسلمانان ] كوشكها را به حمله فروگرفتند و درها را شكستند و بعدها به هنگام توسعهء مسجد جامع آن درها را به كار بردند . بر در هر كوشك نقش بت صاحبخانه ( محتملا روح حامى خاندان ) منقوش بوده . اين نقوش بر درهاى مسجد جامع نيز محفوظ مانده بوده . فقط صورتها را محو كرده بودند . در عهد سامانيان هنوز دو سه كوشك باقى بوده . در قرن دوازدهم ميلادى فقط يك در منقوش بنقش بت محفوظ مانده بوده « 1 » . متأسفانه محل كوشكمغان را معلوم نكردهاند . از آنجائى كه « در كوىمغان » در مقابل دروازهء امام كنونى واقع بوده بنابراين كوشكمغان را ، محتملا ، بايد در بخش شمال غربى شهر جستجو كرد . نرشخى نيز از كوىمغان ياد مىكند « 2 » .
هامش
( 1 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 29 ، 48 - 47 ، 62 .
( 2 ) - همانجا ، 56 .