در زمان ابن حوقل انحطاط مراكز مسكونى اعراب مشهود بوده ولى هنوز بقاياى عظمت گذشته وجود داشته . سمعانى مقبرهء سباع بن النضر را زيارت كرده بوده . در وذار منسوجات پنبهاى تهيه مىشده كه حتى در عراق هم مشهور بوده و ارج بسيار داشته . و ابن حوقل با سخنان تحسينآميزى از آن پارچهها ياد مىكند « 1 » . رستاق مرزبان به نام مرزبان بن تورغش « 2 » امير ناحيه كه با ديگر دهقانان سغدى به دربار خليفه احضار شده بوده ، خوانده شده است .
در شمال غربى سمرقند رستاقهاى اشتخن « 3 » و كشانى وجود داشته كه واحد ادارى عليحدهاى را تشكيل مىداده و بدين سبب جزو رستاقهاى سمرقند نبودهاند . از سمرقند تا اشتخن هفت فرسخ و از اشتخن تا كشانى يك منزل و يا 5 فرسخ حساب مىكردند « 4 » .
سمعانى و ياقوت « 5 » نيز فاصلهء بين سمرقند و كشانى را دوازده فرسخ مىشمرند . اريق اشتخن ، بهطوريكه پيشتر ديديم ، در غوبار از زرافشان متفرع مىگرديده . چنان كه مىدانيم قريهء اشتخن اكنون نيز وجود دارد . در
هامش
( 1 ) - ابن حوقل 403 .
( 2 ) - نام وى در ميان كسانى كه عليه افشين مشهور ، به هنگام محاكمهء وى شهادت دادند ( 225 ه . ) ديده مىشود . رجوع شود به طبرى ،III، 1310 ، 1312 ؛ ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ 366 - 365 .
( 3 ) - استخرى ؛ 323 ؛ ابن حوقل 375 - 374 ، مقدسى 280 - 279 .
( 4 ) - استخرى ، 342 ؛ ابن حوقل ، 403 .
( 5 ) - « معجم »IV، 276 ؛ « متون » ، ص 65 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الكشانى » ) .