سمرقند در عهد باستان چنان وسعتى را كه در زمان سامانيان حايز گشته بود نداشته . به گفتهء كورتسى محيط حصار خارجى شهر 70 استاد ( قريب 15 ورست ) و به قول سيو آن تسزان حتى فقط 20 لى « 1 » ( قريب 7 ورست ) بوده .
نسفى چند روايت و افسانهء محلى را دربارهء منشأ شهر نقل مىكند « 2 » . به گفتهء وى سمرقند به هنگام هجوم قتيبه ( يعنى در قرن اول هجرى ) 2250 سال عمر داشته ولى فقط نام 13 تن از پادشاهانى كه يكى بعد از ديگرى بر شهر حكومت كرده بودند معلوم بوده . محتملا مؤلف در اين مورد دودمانى را كه در زمان آن فتح شهر به دست تازيان صورت گرفته - در نظر داشته است . افسانهاى وجود دارد كه بانى شهر و يا لااقل بخشى از آن - اسكندر مقدونى بوده است « 3 » .
قديمىترين وصفى كه دربارهء سمرقند عهد اسلامى در دست داريم از آن ابن الفقيه است « 4 » بنا به گفتهء وى سمرقند و حومهء آن نيز مانند بلخ و بخارا با حصارى به طول 12 فرسخ كه دوازده دروازه داشته محصور بوده است .
دروازهها چوبى و دو دره بوده . پشت هر دروازه ، دروازهء دو درهء ديگرى بوده و در فاصلهء ميان دو دروازه - دروازهبانان مسكن داشتند . متن عربى
هامش
( 1 ) - لى در آن زمان معادل ثلث ورست بوده - 65 .S، «Sogdiana» ،Tomaschekو حال آنكه اكنون نيم ورست است ( 530 متر ) .
( 2 ) - « متون » - ص 49 - 48 ( قنديه ) .
( 3 ) - رجوع شود نيز : استخرى - 316 ؛ ابن الفقيه - 325 .
( 4 ) - ابن الفقيه - 326 - 325 ؛ همچنين رجوع شود به : ياقوت - « معجم » -I I I- 134 - كه فقط دربارهء يك شهر بيرونى ( 1000 جريب ) و يك شهر درونى ( 2500 جريب ) سخن مىگويد .