سمرقند مىگذشته و محتملا همان نهر درغم كنونى است . و از آن جوىهاى شهر متفرع مىشده « 1 » . در جنوب آن نهرهاى بارمش ( قريب يك روز راه ) و بشمين ( كوتاهتر از همه ) قرار داشت . ساكنان ورغسر مىبايست مراقب عمارت سد باشند و در عوض از خراج معاف بودند . ورغسر با رباط خوجه جديد قابل تطبيق است . بعدها سه نهر مزبور « درغم » - و « عباس » - و « قره اناس » - ( اكنون درغم - و « ينگى آريق » - و « قازان آريق » ) ناميده شدند « 2 » .
روبهروى ورغسر در محل غوبار سه جوى به نام بوزماجن و سناواب و اشتخن كه رستاقهاى شمال سمرقند را مشروب مىساختند جارى بودند .
در شاخههاى بزرگتر رود يعنى برش و بارمش كشتىرانى مىشده « 3 » . ولى محتملا فقط وسائطى كه در عمق كم حركت مىكردند بهكار مىرفته زيرا به گفتهء مقدسى ، در آن زمان نيز مانند اين ايام كشتىرانى واقعى تنها در رودهاى آمودريا و سيردريا ( جيحون و سيحون ) مقدور بوده « 4 » . بلاترديد اين شيوه و دستگاه آبيارى بر روى هم قبل از اسلام نيز وجود داشته و اين خود از تشبثى كه امير اسد بن عبد اللّه ( در 117 و يا 118 هجرى ) به عمل آورده كوشيده بود تا به وسيله احداث سدى در ورغسر سمرقنديان را از آب محروم كند ، پيداست « 5 » . با اين حال از مندرجات تأليف استخرى چنين برمىآيد
هامش
( 1 ) - اصطلاح « اريق » و « ارغ » - ويژهء نهرهاى آبيارى آسياى ميانه است .
( 2 ) - رجوع شود بويژه : بارتولد « آبيارى » - ص 104 و بعد . دربارهء رباط خوجه نيز به همانجا ص 116 رجوع شود ؛ « با برنامه » - چاپ بوريج - ورق 59 - ترجمهء بوريج -I- 97 .
( 3 ) - استخرى - 321 - 319 .
( 4 ) - مقدسى - 323 .
( 5 ) - طبرى -I I- 1586 .