نيز موسوم بوده .
مقدسى چند گذرگاه را ميان كركوه و شاهراه خراسان برمىشمرده .
از آن جمله مىتوان نويده را نام برد كه شهركى بوده بر كرانهء راست و مسجد جامع داشته و گذرگاه سمرقنديان از رود بوده و ديگر قريهء عربى بر مادوى « 1 » .
نزديك فرب قريهء بتك كه در تأليف نرشخى نيز نام آن مذكور و اكنون هم برپاست - قرار داشته « 2 » .
شاهراه خراسان به ماوراء النهر مانند اين ايام - از آمل ( چارجوى ) و فرب مىگذشته - زيرا رود زرافشان نه تنها در قرن دهم بلكه در عهد اسكندر مقدونى نيز « 3 » در اين محل به آمودريا نزديك مىشده و پيش از آنكه به رود مزبور برسد در ريگها فرو مىرفته . ناحيهء زرافشان هميشه حاصلخيزترين و پرجمعيتترين بخش ماوراء النهر بوده و اكنون ما به وصف آن مىپردازيم .
در تأليفات تاريخى نام زرافشان مشهود نيفتاده . توماشك از روى املاى چينى اين كلمه كه « نا - مى » بوده به اين نتيجه رسيده است كه نام باستانى
هامش
( 1 ) - مقدسى - 292 - 291 .
( 2 ) - چاپ شفر - 5 .
( 3 ) - رجوع شود به آريان « آناباسيس » ،IV- 6 - 6 - و يادداشتهاى من درZVORAO، مجلدXXI، ص 147O. فقط حافظ ابرو مىگويد كه در زمان او زرافشان به هنگام آبخيز به جيحون مىرسيده ( رجوع شود به : بارتولد - حافظ ابرو - ص 18 ) . برعكس بنا به گفتهء بابر ( با برنامه چاپ بوريج - ورقb45 ؛ ترجمهء بوريج ،I، 77 ) در زمان او آب ( زرافشان ) چهار يا پنج ماه از سال را حتى به بخارا نمىرسيده .