در قرن سوم هجرى ( بنا به گفتهء مؤلف « تاريخ بلخ » « 1 » از اول تابستان 234 هجرى ) داود بن عباس - نوادهء هاشم بن ماخيچور ( اين شخص ممكن است همان هاشم بن بانيجور پيش گفته باشد ) « 2 » ، بانى دهكده و دژ نوسار [ نوشار ؟ معجم ياقوت 5 / 310 ] در حومهء بلخ و چند بناى ديگر در خود شهر - حكومت مىكرده . اين ابنيه در 256 هجرى به دست يعقوب مؤسس سلسلهء صفاريان ويران شد . داود پس از رفتن يعقوب به قلعهء ويران خويش بازگشت ولى بعد از 17 روز درگذشت « 3 » . در زمان طاهريان و سامانيان بلخ در رديف مرو و هرات يكى از بلاد معظمهء خراسان « 4 » و به گفتهء مقدسى از لحاظ وسعت با بخارا برابرى مىكرده .
زمانى در حومهء بلخ نيز مانند حومهء بخارا و سمرقند حصارى كشيده شده بوده « 5 » به درازاى 12 فرسخ كه 12 دروازه داشته و شهر و روستاهاى مجاور آن را در ميان گرفته بوده . در قرن دوم هجرى اين حصار ديگر وجود نداشت . بلخ نيز مانند همهء شهرهاى بزرگ به شهر اصلى ( به اصطلاح عربها
هامش
( 1 ) - . 72 .t . I , p، «Chrestomathie persane» ،Schefer( 2 ) - رجوع شود به ص 186 حاشيه 2 . و همچنين :
.Sq301 .S، «ahr؟Erans» ،Marquart( 3 ) - « متون » - ص 4 - 68 ( گرديزى ) ؛ سمعانى - چاپ مارگوليوس - ذيل كلمهء « النوسارى » .
( 4 ) - استخرى - 254 - 278 ؛ مقدسى - 302 - 301 ؛ يعقوبى - « كتاب - البلدان » ، 288 - 287 .
( 5 ) - رجوع شود به متونى كه درZVORAOمجلدXIX( در تاريخ مرو ) ص 119 نقل كردهام .