« مدينه » و ايرانيان « شهرستان » ) « 1 » و حومه يا ربض ( اصطلاح فارسى « بيرون » « 2 » در آثار مورخان و جغرافيون ديده نشده ) تقسيم مىشده . به گفتهء يعقوبى تعداد دروازههاى ربض بلخ چهار و به قول جغرافيون قرن دهم ميلادى ( قرن سوم هجرى ) هفت بوده . محتملا عدد نخستين را بايد به شهرستان مربوط بدانيم نه ربض . در شهرهاى بزرگ ديگر نيز شهرستان چهار دروازه ديده شده و محتملا بناى اينگونه ساختمانها در تحت تأثير معمارى بلاد ايرانى زمان ساسانيان بوده « 3 » .
به گفتهء يعقوبى فاصلهء ميان حصار ربض و حصار شهرستان يك فرسخ بوده است . طول و عرض شهرستان نيز يك فرسخ ( سه ميل ) و به قول استخرى فقط نيم فرسخ بوده . ديوارها و همهء بناها گلين بوده . در وسط شهرستان مسجد جامع قرار داشته و مورخ بلخ بناى آن را مربوط به سال 124 هجرى مىداند « 4 » . بازارها در پيرامون مسجد جامع قرار داشته .
مقدسى آبادانى شهر را تحسين مىكند و بلخ و اطراف بر اثر اين عمران و شكفتگى قادر بودند مبلغ هنگفتى به خزانهء دولت كارسازى دارند .
بلخ در زمان چنگيز خان پس از قيام ساكنان شهر منهدم شد و در نيمهء
هامش
( 1 ) - غالبا در تأليف نرشخى ديده مىشود . رجوع شود به متونى نيز كه من درZVORAOمجلدXVII، ص 107Oنقل كردهام .
( 2 ) - بيرونى « آثار الباقيه » - چاپ زاخائو - صXVIII.
( 3 ) - « . 455 ،Geshichte » S» ،Justi( 4 ) - . 71 .t . I , p، «Chrestomathie persane» ،Scheferولى اين تاريخ محل ترديد است زيرا اسد بن عبد اللّه را كه طبق همهء اخبار در سال 120 يا 121 هجرى درگذشته بانى آن مىشمارد .