از سرچشمههاى رود مزبور اين نام ( راميت يا رميت ) را حفظ كرده است .
بين كفرنگن و وخش ناحيهء وشگرد و كواديان ( قباديان ) قرار داشته . پايتخت ناحيهء وشگرد شهرى بوده به همين نام كه در قرن نهم جزو متصرفات ختلان و حتى تختگاه امير بوده است « 1 » . اين شهر تقريبا به عظمت ترمذ « 2 » بوده . و يك روز راه با پل سنگى وخش « 3 » فاصله داشته . يعنى در محل فيضآباد كنونى واقع بوده است . در قرن نهم اين ناحيه واجد اهميت عظيمى بوده و در اينجا - به فاصله 4 فرسخ از شهر عمدهء ناحيه - مرز متصرفات تركان مىگذشته و بدينسبب 700 دژ مستحكم در اين محل وجود داشته . به گفتهء سمعانى در آغاز دوران اسلامى در اين ناحيه الفباى خاصى متداول بوده كه در كتابها محفوظ مانده است « 4 » . به احتمال قوى الفباى مزبور از ريشهء سانسكريت و مربوط به دوران سلطهء كيش بودا در آن سرزمين - بوده است . در قرن دهم شهرت اين ناحيه بيشتر به سبب توليد زعفران بوده « 5 » . بين وشگرد و راشت ( يعنى پايتخت اين ناحيه ) 5 - 4 روز راه « 6 » حساب مىكردند و از اينجا پيداست
هامش
( 8N، 186 .Ein Blick , S) ؛ رجوع شود به 43 .Sogdiana » S» ،Tomaschekمتون ص 63 - ( سمعانى - چاپ مارگوليوس - ذيل كلمهء « القباذيانى » - كه « زاميل » نوشته شده ) .
( 1 ) - يعقوبى ( « كتاب البلدان » - 292 ) .
( 2 ) - استخرى - 298 .
( 3 ) - همانجا - 341 .
( 4 ) - « متون » - ص 68 ( سمعانى - چاپ مارگوليوس - ذيل كلمهء « الواشجردى » ) .
( 5 ) - استخرى - 288 - 298 .
( 6 ) - ابن خردادبه - 34 .