قرب مصب و خش گذرگاه مشهور « ميله » « 1 » در سه روزه راه از بلخ « 2 » و دو فرسخى ترمذ « 3 » قرار داشته . در قرن سيزدهم ميلادى اين مكان را پنجاب مىخواندند « 4 » . قباديان در قرن نهم ميلادى جزو ختلان « 5 » بوده . ولى جغرافيون قرن دهم « 6 » فقط فاصلهء آن را از صغانيان ( سه روز راه محتملا از طريق گردنهء « حضرت باوى » ) و ترمذ ( دو روز راه ) ذكر مىكنند و از اينجا پيداست كه قباديان به اين شهرها بيش از بلاد ختلان مربوط بوده است .
بخش شمالى كفرنگن به درهاى كه مسير شاخهء بعدى آمودريا يعنى سرخان در آن جاريست ( در نسخهء خطى تومانسكى « 7 » و تاريخ تيمور « 8 » چغانرود ناميده شده ) ملحق مىشود . ابن رسته « 9 » رودهاى كومرود و نهامرود و خاوررود را كه از كوههاى بتّم ( بتّمان ) ( دربارهء اين نام به بعد رجوع شود )
هامش
( 1 ) - املاء مرسوم اين كلمه « ميله » - است - در « تنبيه » مسعودى . 64 - « ماله » آمده .
( 2 ) - استخرى - 283 .
( 3 ) - مسعودى - « تنبيه » - 64 .
( 4 ) - بكران - « جهاننامه » - نسخهء خطى كتابخانهء ملى - ورق 191 ؛ « بحدود ختلان و وخش پنجآب به دو [ يعنى به جيحون ] پيوندد و آن موضع را پنجآب خوانند » .
( 5 ) - ابن رسته - 93 .
( 6 ) - استخرى - 341 .
( 7 ) - ( حدود العالم - صa9 « جغانرود » - ) .
( 8 ) - شرف الدين على يزدى - ترجمهء پتى دلاكروآ -I- 183 - چاپ كلكته -I- 196 .
( 9 ) - ابن رسته - 93 .