تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كه ما فاصلهء اين نقاط را از شهرهاى واقع در جنوب آمودريا [ جيحون ] نمىدانيم . در كرانهء جرياب - فرسخى بالاتر از ارهن شهر كاربنگ « 1 » وجود داشته .
هامش
آغاز مىشده كه از آمودريا در عهد پادشاهى - عبد اللّه خان متفرع شده بوده ( قرن شانزدهم ميلادى ) - رجوع شود به : بارتولد - « آبيارى » - ص 76 . افسانهء ديگرى « حضرت امام » را به امام علقمه معاصر محمد ( ص ) مربوط مىداند ( رجوع شود به بعد دربارهء سمرقند ) ؛ رجوع شود به تاريخ نادر شاه به قلم محمد كاظم . مجلدIIIورقa203 ( نسخهء منحصربه‌فرد اين تأليف در لنينگراد است - بنگريد : بارتولد ( دربارهء بعضى نسخ خطى شرقى « ص 927 و بعد » ) . (Inaچاپ عكسى اين نسخه منحصربه‌فرد « عالم آراى نادرى » - محمد كاظم را در دست طبع دارد - مجلد اول آن در سال 1960 چاپ و منتشر شده - هيئت تحريريه ) . [ اكنون هرسه جلد چاپ شده - مترجم ] ( 1 ) - « كاربنج » - و « كاربنگ » - نوشته مىشود ( استخرى - 276 - 297 - 339 ؛ مقدسى 290 ) به مناسبت ختل از ناحيهء باسار - باسارا و يا باسران نيز ياد شده ( ابن خردادبه - 37 ؛ ابن رسته - 92 ؛ يعقوبى « كتاب البلدان » ، 289 ) . ظاهرا طبرى نيز -II- 1180 - از همين ناحيه سخن مىگويد ( باسار امحصن ) و 1597 ( بسان ) . حدس ناشران ( در مورد اول « كاسان » - و در مورد دوم « نساء » ) بىشك نادرست است . شايد گرديزى نيز تحت اسم « باشندار » ( متون ص 7 ) از همين ناحيه ياد كرده باشد . تذكر يعقوبى ( « كتاب البلدان » ص 92 ) با توجه به تصحيح متن از طرف ماركوارت ( ذات اليسار « در مقابل ذات اليمين »Anm . I، 234 .ahr , S؟Erans) مشكوك است ، ولى در تأليف ابن خرداد به ( 37 ) و يعقوبى ( كتاب البلدان 289 ) البته نام ناحيه ذكر شده . « معخر » كه در تأليف بلاذرى ( 420 ) آمده از فحواى مطلب چنين برمىآيد كه در فرغانه قرار داشته .