رود وخش از متصرفات تركان - قارليق [ قرلقان ، خلخ ] سرچشمه مىگرفته و از نواحى پامير « 1 » و راشت و كمد مىگذشته « 2 » . از اين خبر بايد چنين نتيجه گيريم كه در آن زمان لفظ پامير به « آلاى » - نيز اطلاق مىشده . راشت در قرن دهم جزء نواحى مسلمانان شمرده مىشده و قلمرو آن منطبق با قراتگين [ كنونى ] بوده « 3 » . ناحيهء كمدراتوماشك « 4 » با كه بطلميوس ياد كرده و پادشاهى تسزيومىتو
Kiu - mi - tho
) كه در تأليف سيوآن - تسزان آمده - يكى مىداند « 5 » . طبق مندرجات نسخهء خطى تومانسكى بخشهاى علياى كفرنگن [ كفرنغن - كافرنغن ؟ ] در اين ناحيه قرار داشته . يكى از سرچشمههاى سرخان - يعنى « قرهتاغدريا » به نام كم - موسوم بوده . در اين ناحيه قوم كوميجيان ( كميجيان ) « 6 » مسكن داشتند كه مقدسى ايشان را در شمار تركان محسوب مىدارد . رود كفرنگنراميد « 7 » ناميده مىشده . هنوز هم يكى
هامش
( 1 ) - على الرسم « فامر » - در كتاب يعقوبى ( كتاب البلدان 290 ) بامر نوشته شده .
( 2 ) - ابن رسته - 92 ؛ اينجا « الكميذ » - در تأليف يعقوبى ( « كتاب البلدان » - 290 ) « كماد » .
( 3 ) - در تاريخ تيمور ، ( شرف الدين على يزدى - ترجمهء پتى دلاكروا -- I I- 174 ) اين ناحيه « قيرتكين » ناميده شده و در چاپ كلكته (I- 189 ) « تيرتكين » .
( 4 ) - . 48 - 47 .S، «Sogdiana» ،Tomaschek( 5 ) - رجوع شود به : 164 .p، «Documents» ،Chavannesو ملاحظات من در گزارش مأموريت تركستان ( سال 1902 ) - ص 177Oو همچنين مقالهء من تحت عنوان « قرهتگين » - (EI , II) .
( 6 ) - نام اين قوم در تأليف گرديزى و بيهقى به اشكال گوناگون ديده شده ( متون - ص 9 ) .
( 7 ) - ابن رسته ، 93 « زامل » ؛ صحيحتر « راميذ » است كه در تأليف لرخ آمده .