گذر ارهن به يكديگر مىپيوستند نام مىبرد . رود آخشو ( آقسو ؟ ) كه از كنار هلبوك مىگذشته از همه به جرياب نزديكتر بوده - و زان پس بربان « 1 » و پارغر « 2 » و انديجرغ « 3 » ( انديجاراغ ، انديجارغ ) .
ظاهرا كليابدريا « 4 » را به نام آخشو و بربان ( يا برثان - به بعد رجوع شود ) و كچى سرخاب را به نام پارغر و تائيرسو را به نام انديجارغ مىخواندند .
در نسخهء خطى تومانسكى « 5 » گفته شده رودى كه از كنار منك و هلبك [ هلبوك ] جارى بوده « چون به پارغر رسد اندر جيحون [ آمودريا ] افتد » . و اكنون در اين مكان قريهء پارخر برپاست . ناحيهء واقع ميان پنج و وخش ختل يا ختلان نام داشت « 6 » . مهمترين بخش اين ناحيه هميشه درهء باريك ولى حاصلخيز كچى -
هامش
( 1 ) - « بلبان » - ( بلبان ؛ به ابن حوقل - 348 رجوع شود ) به صورت « بربان » - نيز ديده شده ، ممكن است قرائت درست « تلبار » و « تربار » - باشد و اين نام در اسم يكى از سرچشمههاى كليابدريا ( در نقشههاى جديد « تلوار » و « تلبار » - قيد شده ) محفوظ مانده است . ماركوارت ( 233 .ahr , S؟ns؟Era) به جاى ( آخشو ) ، ( باخشوBakhshu) مىخواند ولى در متن « ويسمى باخشو آ » ذكر شده - در كتاب ياقوت ( معجم -II- 171 ، 16 ) « بخش » نوشته شده .
( 2 ) - در كتاب استخرى ( فارغر ) در حدود العالم ( ورقa9 ) « پارغر » - يا بارغر و در كتاب ابن رسته ( 93 ) « بارغر » آمده .
( 3 ) - در تأليف يعقوبى ( كتاب البلدان - 290 ) - ( انديشاراع ) .
( 4 ) - كليابدريا اكنون به نام آقسو هم ناميده مىشود :
155 .S، «Die Pamir - Gebiete» ،Geiger( 5 ) - « حدود العالم » - ورقa9 .
( 6 ) - ( رجوع شود به : بلنيتسكى - « جغرافياى تاريخى ختلان » . - هيئت تحريريه ) .