قرار داشته در بيشتر موارد مرز سياسى را تشكيل مىدادهاند . و در قرن حاضر هم سرحد ميان متصرفات ازبكان و افغانان ( پيش از آنكه ازبكان را اميران افغان مطيع سازند ) گردنهء آق رباط در شمال باميان بوده .
در قرن دهم باميان - شهر عمدهء اين ناحيه - ( ناحيهاى كه كابل و غزنه را دربر مىگرفته و تحت حكومت شاهزادهاى بومى قرار داشته ) « 1 » شمرده مىشده . اكنون عادة از بلخ به باميان از طريق خلم سفر مىكنند . ظاهرا جغرافيون عرب جادهء ديگرى را در نظر داشتند - يعنى راهى كه بر خلاف مسير رود بلخ بهطرف بخش علياى آن رود امتداد داشته و از آنجا به سمت مغرب ممتد بوده تا به جادهاى كه از خلم مىآمده متصل شود . در اين جاده فقط از شهر مدر - كه 6 روز راه از بلخ و 4 روز از باميان فاصله داشته - ياد شده است . قريهاى به اين نام اكنون نيز بر جادهء خلم و در 106 ورستى [ ورست - 06 / 1 كيلومتر ] باميان وجود دارد . اندكى در شمال قريهء كنونى - سمت چپ جاده ( اگر از طرف شمال برويم ) ويرانههاى شهر باستانى مدر پيداست .
اصطلاح « طخارستان » - به مفهوم وسيعترى نيز استعمال مىشده و همهء نواحى دو كرانهء آمودريا را كه به سوى بلخ كشيده مىشده شامل مىگشته است « 2 » . استخرى « 3 » چهار رود را كه ميان پنج و وخش وجود داشته و بالاتر از
هامش
( 1 ) - استخرى - 280 .
( 2 ) - همانجا 292 - 289 ؛ ابن رسته - 93 ؛ طبرى -II- 1180 .
طخارستان اصلى به نام « اولى » يا « سفلى » خوانده مىشده . و نواحى كوهستانى بخش علياى مسير آمودريا جزء « طخارستان عليا » بوده .
( 3 ) - استخرى - 296 .