مىدانستند كه اكنون پنج ناميده مىشود و بخش علياى آن به وخاب « 1 » موسوم است و از نواحى وخن ( وخان ) و شغنان ( شوغنان ) و كران ( محتملا - روشن و درواز ) « 2 » عبور مىكند . در قرن دهم ميلادى ساكنان اين نواحى را بتپرستان تشكيل مىدادند « 3 » . گرچه ظاهرا از لحاظ سياسى مطيع اسلام بودهاند . به گفتهء ابن خردادبه « 4 » وخن ( وخان ) 20000 درهم ( طبق يك نسخهء خطى ديگر : 10000 درهم ) و شوغنان - 40000 ( طبق نسخهء خطى ديگر :
4000 ) و كران 4000 درهم خراج مىپرداختند . يعقوبى « 5 » از « خمار بك سلطان شوغنان و بدخشان » ياد مىكند . ماركوپولو ساكنان وخان را مسلمان مىداند « 6 » .
در ناحيهء وخان از وجود كانهاى زر « 7 » و سيم « 8 » سخن رفته است . جادهء بازرگانى كه به تبت يعنى به بخش علياى شط هند - كه ساكنان آن از مردم
هامش
( 1 ) - ابن رسته - 91 .
( 2 ) - رجوع شود به :n؟Kuraدر تأليف ماركوارت ( 222 .ahr , S؟ns؟ra؟E) كه محل آن نيز بخش جنوبى بدخشان معين شده .
( 3 ) - استخرى 297 - 296 .
( 4 ) - ابن خردادبه - 37 . به گفتهء مقدسى ( 340 ) وخان 40000 درهم مىپرداخته .
( 5 ) - « كتاب البلدان » ، 292 ؛ ماركوارت ( 225 .ahr , S؟ns؟Era) .
( 6 ) - مينايف - « اطلاعات » - ص 75 ؛ ماركوپولو - ترجمهء يول -I- 171 ( ترجمهء مينايف - 67 ) .
( 7 ) - ابن رسته - 93 .
( 8 ) - استخرى - 297 .