تأليف مىشده . از ميان سياحان معدود قرن ششم هجرى مىتوان نام شهاب الدين ابو عبد اللّه ( يا ابو حامد ) احمد الغرناطى را كه از مردم اسپانيا بوده ، ولى به كشورهاى شرقى و حتى اقصاى شمال و كشور بلغاران كامى سفر كرده ذكر كرد . در تأليف او داستان بسيار جالب توجهى دربارهء كشف آرامگاه موهوم خليفهء [ چهارم ] على ( ع ) در حوالى بلخ « 1 » ، ديده مىشود .
در حدود اواسط قرن ششم هجرى اثر سمعانى ( ابو سعد عبد الكريم بن محمد متوفى به سال 562 هجرى ) « 2 » به نام « كتاب الانساب » نوشته شد « 3 » . مؤلف از مردم مرو بوده و تاريخ آن شهر را هم نوشته . ياقوت در مرو دو كتابخانه متعلق به خانوادهء سمعانى را ديده بوده « 4 » . سمعانى در اين نسب نامه خواسته است القاب و كنيههاى شيوخ و ديگر كسانى را كه به اسلام سودى رساندهاند به ترتيب حروف تهجى بياورد و ضمنا اطلاعات مختصرى دربارهء زندگى هريك از آنها نقل كرده است . از آنجائى كه بيشتر القاب از نامهاى شهرها و
هامش
( 1 ) - « متون » ، 22 - 21 دربارهء مؤلف و تأليف وى رجوع شود به :
.sq477 .Brockelmann , GAL Bd I , S( اكنون اين كتاب توسط فران منتشر شده ، گيب -- JA , t . CCV II)
( چاپ جديد - تس . دوبلر - 1953 - هيئت تحريريه ) .
( 2 ) - در برخى نسخ خطى و چاپى به جاى « ابو سعد » ، « ابو سعيد » نوشته شده ( مثلا : ابن اثير ، چاپ تورنبرگ .XI، 152 ) .
( 3 ) - طبق ترجمه استاد و . آ ژوكوسكى چنين است ( ويرانههاى مرو قديم ، ص 35 ) . مضمون كتاب چنين مىرساند كه معنى « انساب » بيشتر بمعنى « القاب خاندانى » است . ( مفرد آن « نسب » است ) .
( 4 ) - ژوكوسكى ، « ويرانههاى مرو قديم » ص 2 ، 34 ؛ ياقوت ، « معجم » ،IV، 509 ، 21 .