تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المكتفى في الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
گويد : « من از قرائت بعضى گروهها ، بر خود مىلرزم كه خود را مقّيد كرده‌اند كه قرائتشان كمتر از ده آيه نشود . ايشان داستانها را خواه طولانى باشد و خواه كوتاه مىخوانند . مثلا در [ ركعت اول ] نماز تا آيهء
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ »
« 1 » مىخوانند . آن‌گاه برخاسته و در ركعت دوم از آيهء
« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ »
« 2 » شروع مىكنند . » اين بدان معناست كه صحابه ، در قرائتشان از قطع بر كلامى كه قسمتى از آن به قسمت ديگر متصل است [ و ارتباط معنوى دارد ] و همچنين كلامى كه آخرش [ از نظر معنى ] به اولش تعلق دارد ، پرهيز مىكرده‌اند زيرا ميمون بن مهران كه اين موضوع را از آنان نقل كرده ، خود از بزرگان تابعين است و تعدادى از صحابه را نيز ملاقات نموده است [ و براساس آشنايى با شيوهء صحابه ، اين روش را در قرائت مردود شمرده است . ] تمام اينهايى كه ذكر كرديم ، دليل بر : لزوم وقف در جايى است كه معنى تمام مىشود ؛ و لزوم پرهيز از قطع بر قبيح و تشويق بر شناختن و آموختن آن است . اما قطع بر محل وقف كافى نيز كه مرحله‌اى پايين‌تر از تام است ، به كار مىرفته و جايز است . در سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز اين‌گونه وارد شده و به كار بردن آن از جانب ايشان ، توقيفى است . از ابن مسعود روايت شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « براى من قرآن بخوان » . پس گفتم : « آيا من براى شما قرآن بخوانم در حالى كه قرآن بر خود شما نازل شده است ؟ ! » پس ايشان فرمود : « دوست دارم آن را از زبان غير خودم نيز بشنوم » . پس
هامش
( 1 ) - بقره : 11 . ( 2 ) - بقره : 12 .
المكتفى في الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 5 | أبو عمرو الداني / كريم دولتى / صادق دروديان