نپرداختهام ، چرا كه گذشتگان ما ( رحمهم اللّه ) در كتابهايشان به اين امور پرداخته و ما را بىنياز ساختهاند و هدف ما در اين كتاب ، ايجاز و اختصار است نه تفصيل و توضيح . اين نيز بدين دليل است كه براى خواننده سادهتر و قابل استفادهتر باشد و و منافعش ، هم دانشپژوه تازهكار و هم دانشمند روشن و آگاه را فراگيرد .
از خداى بلندمرتبه و جليل براى خواستهها و آرزوهاى خويش در اين كتاب يارى مىخواهم ؛ از او توفيق و كمك فكرى مىطلبم تا به گفتار و كردار صحيح راه پيدا كنم ؛ و فقط بر او توكل مىكنم كه مرا كافى است او و بهترين وكيل و نگاهدارنده است .
گفتار اول : تشويق براى تعليم وقف تام
عبد الرحمن بن ابى بكره از پدرش نقل كرده كه : « جبرئيل امين عليه السلام بر حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و گفت : « قرآن را بر يك حرف بخوان » . ميكائيل [ به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ] گفت : « از او بيشتر بخواه » ؛ تا [ بالأخره ] به هفت حرف رسيد كه همگى آنها ، شافى ( شفا دهنده ) و كافى ( كفايتكننده ) است ؛ تا وقتى كه آيهء عذاب را به آيهء رحمت يا آيهء رحمت را با آيهء عذاب ختم نكنى . »
اين حديث با سند ديگرى نيز از وى نقل شده با اين تفاوت كه گفت : « تا وقتى كه آيه رحمت را به عذاب يا آيه عذاب را به مغفرت و بخشش ختم نكنى » .
ابىّ بن كعب روايت كرده است كه به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتيم . ايشان فرمودند :
« فرشته وحى همراه من بود ؛ به من گفت : « قرآن را بخوان » ؛ پس شمرد تا به هفت رسيد و پس از آن گفت : تا زمانى كه آيهء عذاب را به رحمت يا آيهء رحمت را به عذاب ختم نكنى ، همه آنها شافى و كافى است » .