به صوفيه رسيد وخانقاهها شبيه به همان دير مغان ومجوسان بود ؛ ودر غرب نيز در عهد ساسانيان اين تشكيلات همراه با بسيارى از آداب ديگر ( همچون تعميد وصليب وتثليث واعتقاد به أب وابن ) ودربار پاپى از يك طرف ، ودير ورهبانيت از طرف ديگر ودر كنار آن مدارس علمي وديني وفلسفه وعلوم ، به مسيحيت نوپا منتقل شد واين تشكيلات بعدها مورد تقليد ناقص قرار گرفت ودر سازمان سرى فراماسونهاى صهيونيست يهودي ( بعنوان حكماى يهود ) ويسوعيين ( ژزويتهاى ) مسيحي ( بعنوان حكماى مسيحي ) سر درآورد . وهمهء اين تشكيلات مشابه ، كه در طول نزديك به هفده قرن در جهان روى داده همه همان الگوى باستانى مغان است كه تا ظهور اسلام وانقراض سلسله شاهان ساسانى همراه با نوسانهايى وجود داشته ونه فقط در إيران ، بلكه در جهان متمدن آن روزگار نيز معروف ومحترم بوده است .
يكى از امتيازات اين طبقه ونقش ووظائف آنان گردآورى وجوه شرعيه يا خيرية است ، آنگونه كه از تواريخ بر مىآيد مسلما سهمى معين از غنايم بوده كه در جنگها به چنگ ايرانيان مىافتاده وبايستى پيش از تقسيم غنايم از آن جدا شده وبه خزانهء مغان مىرفته . از جمله در پيروزيهاى كورش كبير به اين موضوع اجمالا اشاره شده است .
اين استقلال مالي وحق قانوني اخذ ماليات - كه شايد مانند خراج ، بر درآمدهاى زراعى هم تعلق مىگرفته - همانند وضع كليساى مسيحيت اروپا ، نوعي اقتدار سياسي نيز شمرده مىشده است واز برخى مدارك تاريخي بدست مىآيد كه مغان منابع مالي ودرآمدى كافى داشتهاند وهمانگونه كه مورخان تصريح كردهاند ، همين استقلال وقدرت سياسي واجتماعي سبب گرديده بود كه دولتي در دولت ، وحكومتى در داخل حكومت شاهان - كه بيشتر يك مقام تشريفاتى بود - داشته باشند وپس از پادشاهان
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 54
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٥٤