تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 55

مساهمون:

صمقدمة ٥٥
- كه بحكم يك سنت ديرينه از تخمه خدايان وجانشين آنان شمرده مىشدند وطبقات ديگر جز آنها ديگر حق شاهى نداشتند - بالاترين قدرت سياسي واجتماعي شمرده شوند . اين اقتدار بحسب قرب وبعد آنان از بهدينى وديانت راستين گاهى در صحنهء سياست حادثه مىآفريد ؛ مثلا در واقعهء قيام « گئومات مغ » - كه بروايت هرودوت چون نام أو سمرديس « 1 » وهمنام با فرزند كورش ( برادر كمبوجيه ) بود وكمبوجيه پيش از حمله به مصر برادر خود ( برديا ) را كشته وسپس به آنجا حمله نموده بود وكسى جز مغان از كشتن وى خبر نداشتند ، از اين رو در نبود كمبوجيه ، اين مغ به نام برادر كمبوجيه ، برديا بر تخت سلطنت نشست وأو را از سلطنت خلع نمود - به نظر مىرسد كه اين قيام ( يا باصطلاح كودتا ) نوعي اصلاح ديني وبددينى « 2 » عدالتخواهانه به سود مردم ودر برابر ستمكارى وبىرحميهاى كمبوجيه بوده است وطبعا گروهى بسيار از مغان - وشايد همهء آنان - با اين كار موافق بوده‌اند . شايد از اين روست كه در تواريخ نوشته‌اند كه گئومات : « هفت ماه با آرامش سلطنت كرد ودر اين مدت نيكيهاى بسيار به تبعهء خود نمود چنانكه پس از فوت أو تمام مردمان آسيا - باستثناى پارسيها - از اين قضية متأسف بودند . . . » « 3 » ونيز بهمين سبب ، پس از پيروزى داريوش ويارانش بر اين مغ ، به كشتن مغان ديگر دست‌يازيد وجشنى معروف به نام « مغ كشى » بر پا كرد .
هامش
( 1 ) كلمهء سمرديس يوناني شده « برديا » ست . همان ، ص 345 . ( 2 ) گيمن ( ص 101 ، زردتشت وجهان غرب ) مىگويد : داريوش پس از مرگ گوماتا ( گئومات ) معابدى را كه خدايان ديگر در آن عبادت مىشدند وگئومات خراب كرده بود بازسازى كرد واين نشانهء مبارزه مغان با كژدينى وشرك بوده است . ( 3 ) تاريخ إيران باستان ، حسن پيرنيا ، كتاب دوم ، ج 2 ، ص 520 .