تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 51

مساهمون:

صمقدمة ٥١
وطبيعت بشناسند ، يا آنها را منجم وپيشگو وغيب‌گو بدانند . ممكن است بعدها به شاگردان مكتب مغان إيراني كه از ملل ديگر نزد آنها آموزش مىديدند وبه كهانت وتنجيم وپزشكى ومعلمي فلسفه ورياضيات مىپرداختند نيز مغ گفته مىشد ، از اين روست كه گاهى به كلمهء مغان بابلى يا سورى يا آسياى صغير بر مىخوريم . فيثاغورس نيز - همان‌گونه كه خواهيم ديد - آموزش بسيارى از آنان ديده ومانند مغان بوده وخواهيم گفت كه مانند آنها حتى نظريه ومشى سياسي داشته وهمچون أديان آسمانى وإلهي خود را مسؤول اصلاح جامعه بصورت رهبرى سياسي ومديريت حكومت مىدانسته ، همان‌گونه سقراط وأفلاطون واخلاف آنان در صدد معرفى آن بودند وتقريبا هيچ‌يك در برابر جباران يوناني (
tyrani
) تاب نياوردند . از مجموع نوشته‌هاى مورخان قديم وجديد مىتوان نتيجة گرفت همان‌گونه كه اشاره رفت ، مغان ، همزادان وهم‌نژادان آريائيان ما قبل تاريخ مدوّن هستند كه روحانيان ورهبران ديني قبايل آريايى وشاگردان مكتب ووارثان علوم پيامبر يا پيامبرانى بوده‌اند كه از ميان آنان برخاسته وآيين جامع وگرانمايه‌اى را براي آنان آورده بوده است كه بجز جهانبينى توحيدي فلسفه گونه وى رموز واسرارى از آفرينش را - كه در آن از خواص پزشكى مواد ونبات ، وخواص اعداد ، وخواص « قرانات » وأوضاع نجوم ( كه به آن تنجيم مىگوييم ) وبالاتر از آن شيوه‌هاى سلوك معنوي براي وصول به حقيقت جهان هستى ، وجود داشته - به جانشينان خود آموخته وبراي جلوگيرى از سوء استفاده وتبهكاريهاى افراد ناشايست ، آنان را سخت به رازدارى وسكوت وپنهانسازى از نامحرمان وصيت نموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) يكى از محققان غربى پيمان رازدارى مغان را به قانون نامهء مقدس لوى تيكوس تشبيه نموده