زروانيگرى وسهگانه سهگانهپرستى با آيين زردشت است ؛ وبرخى شباهتها وقرب وقران زماني ميان بودا وفيثاغورس نشان مىدهد كه هر دو از دين زرتشت متأثر بوده وپيامآور آيين يكتاپرستى وزهد ورياضت براي ملت وسرزمين خود بودهاند وهر دو از طرف مردم خود رانده شده ودر ميان مردمى بيگانه ودور از وطن خود بساط تبليغ وآموزش خود را گستردهاند همچنان كه خود زردشت نيز چنين بوده است .
در كنار اين گونه مغان ، گروهى ديگر از آنان به دنيا ومقام پشت پا زده ودر انديشهء سلوك وكمال روانى خود دوران رياضت وتأمل ومراقبت وتهذيب نفس را در پيش مىگرفتند ودر سلسله مراتب خود هريك به انجام وظيفة درس وتربيت وارشاد مشغول بودند ومىتوان گفت كه مغهاى راستين ونگهبانان ومعلمان واقعي دانش وحكمت همين اشخاص بودند .
كلماتي همچون « پير مغان » يا « مغبچهگان » و « دير مغان » كه در أدبيات فارسي وبخصوص در غزليات حافظ هست اشاره به همين مراتب ظاهري بوده ، زيرا مغان مرشد كلّ وأعظم داشتند كه شايد همان « مس مغان » بوده وديگر مغان هريك به ترتيبي نزولى وسازمان يافته ، عهدهدار نقشى تعليمي وتربيتى مىبودند ، تا مرتبهء نوآموزان وطلاب كه به آنان مغبچه « 1 » نام دادهاند ؛ ودر تشكيلات دير مانند وروحاني آنان ، هر مرتبهء نازلتر وظيفة خدمت به گروه خود وگروه بالاتر از خود را داشته تا از اين راه زنگار خودبينى بر طرف وبيماريهاى نفساني درمان گردد .
شكل ظاهري اين سلسله مراتب را در دوران بعد از اسلام نخست اسماعيليه معروف به باطنيه كه در واقع همان شيعيان سياسي بودند ، رعايت مىنمودند ، وبعدها
هامش
( 1 ) براي كلماتي مانند پير مغان ومى وميخانه در أدبيات فارسي بغلط معاني ديگرى نهادهاند كه شايستهء مرتبهء والاي آن حكما نيست .