إيراني وبابلى نيز مؤيد اين نظر است .
محقق مزبور در مقايسهاى ديگر از راه شناسايى روى سراميك شوش وسراميك چين ، ويا شباهت بين گورهاى زمان سلسلهء دوازدهم فراعنهء مصر با پرسپوليس ( همان تخت جمشيد ) وسنگ نبشتههاى آن ، گستردگى وپهناى اين خويشاوندى ونزديكى فرهنگى بين إيران وملل همسايه را نشان مىدهد . وهمين تحقيقات كه گذشت ، مىتواند در برداشتهاى تاريخي ما در مركزيت حكمت وعلوم در إيران باستان مؤثر باشد .
يكى از محققان إيراني كه به اين روابط فرهنگى ميان ملل معروف آن دوران ، از زاويهء ديگرى نگريسته ومركزيت فرهنگ وتمدن وحكمت إيراني را اثبات نموده در اين باره چنين مىگويد :
بسبب فتح سارد - پايتخت ليديا - بدست كورش بزرگ ( در سال 546 يا 547 ق . م ) قسمت باخترى آسياى صغير را - كه يونانىنشين بود - تصرف كرد واز آن پس يونانيان اين نواحي تابعيت إيران را يافتند وبتدريج روابط ايرانيان با أقوام مختلف يونان افزون گشت .
جنگهايى بين إيران ويونان كه به نام « مادي » (
Mediques
) در تاريخ معروف شده ودر زمان داريوش بزرگ ( 521 - 486 ق . م ) وپسرش خشايارشا ( 486 - 466 ق . م ) اتفاق افتاده اطلاعات اين دو ملت را از شؤون ملى ومذهب يكديگر افزايش داد . « 1 »
واقعيت اين است كه حسن شهرت إيران در سرزمين يونان وتمدنهاى نزديك به آن تا سرزمين مصر ، فقط از راه لشگركشيهاى كورش واخلاف وى نبود ، اگرچه حضور
هامش
( 1 ) مجموعه مقالات ، دكتر محمد معين ، 1 / 47 .