مستعمرات اروپايى وشرقي إيران به يكديگر متصل باشند ، كه علاوة بر سهولت لشكركشى ورفت وآمد پيكها وبازرسهاى دولتي ، كار بازرگانى وآمد ورفت كاروانها وامنيت آنان را نيز تسهيل مىنمود . « 1 »
از بركت اين وسائل آسان ارتباط وسفر رابطهئى مستمر وآرام ميان ملل آسيا وآسياى صغير با سواحل مديترانه ودرياى اژه وايتاليا ويونان براه افتاده بود ، وفرهنگ وعلوم ومذهب پيشرفته آرياييان إيران به تمام جهان آن روز پخش مىگرديد - كه در صفحات بعد بشرح آن خواهيم پرداخت .
تحقيقات قرن أخير محققان اروپايى - آن دسته كه بدور از هر تعصب ملى يا نژادى به سراغ حقايق تاريخ مىروند - نشان داده است كه علوم واز جمله فلسفه وتمدّن پيشرفته ، از سرزمينهاى ديگر به إيران قديم نيامده ، بلكه اين إيران ( ويا به تعبير برخى : فقط شرق ) بوده است كه آن را به ملل ديگر باستانى مىفرستاده است ؛ وحتى مصر وچين وبابل قديم - كه خود داراى سابقه تمدن مىباشند - نيز تمام يا بخشي از آن را از همسايگان خود گرفتهاند ، واعتقاد برخى بر آن است كه آن را از منطقهاى كه إيران باستانى شمرده مىشده است بدست آوردهاند .
نويسنده كتاب تمدنهاى باستانى دربارهء مصر مىنويسد :
برخى تصور مىكردند كه تمدّن مصر - كه به اندازهء تمدّن خاورميانه در خور ستايش مىباشد - قديمتر است . امروزه مىدانيم كه چنين نيست ودربارهء اين موضوع اگر تأمل مىشد مسلّم مىگرديد . . . بر اثر كاوشها ، با دورهاى آشنا شدهايم كه مربوط به هزارهء چهارم پيش از ميلاد بوده ودر آن زمان مصر وآسيا ، كم وبيش ، در يك تمدن سهيم بودهاند . . . در تمام اين دوران
هامش
( 1 ) تمدنهاى باستانى ، ژرژكنتنو ، صص 132 - 133 .