وجانشينانش با نيروى نظامى خود توانستند جهان متمدن آن روز - يعنى هند وآسياى شرقي از يكطرف تا بابل ومصر وسوريا وبيزانس ( تركيه فعلى ) از طرف ديگر ، وهمچنين از آبهاى خليج فارس تا درياى اژه وجزاير بالكان وجزاير وبنادر مديترانه ( بحر ابيض ) - را بتصرف خود در آورند وبيشتر ملل آن روز را زير يك پرچم ببرند ووحدت سياسي وامنيت وآسايشى بوجود بياورند - كه بقول همين محقق « چنين امنيّتى نه پيش ونه پس از آن در جهان محقق نشده » « 1 » سوداگرى وبازرگانى گسترش بسيارى يافته باشد ، - مىبينيم كه انتقال فرهنگ وعلوم وفلسفه ومذهب از يك نقطه به نقاط ديگر بسيار عادى وطبيعي شمرده مىشود . « 2 »
اين محقق مىنويسد كه اين پادشاهان إيراني سبب گرديدند كه جادهها وراههايى در سراسر استانها وكشورهاى متحد امپراتورى ساخته شود كه به آن شاهراه ( يعنى راهى كه پادشاه آن را ساخته است ) مىگفتند ؛ واين سبب شده بود كه تمام
هامش
( 1 ) ونيز ر . ك به تاريخ آسيا ، رنه گروسه ، ص 40 ( فارسي ) : « ايرانيان هخامنشى به هنگام استيلاى خود ( 529 - 330 ق . م ) آسياى خاورى را در زير يك لوا درآورده بودند . إيران ، بين النهرين ، آسياى صغير ، سوريه ومصر چنانكه ديده شده فقط يك امپراتورى فراخ تشكيل مىدادند كه نژادها ومذاهب گوناگون اتباع آنكه - در آرامش همكارى مىكردند - اسما إيراني خوانده مىشد » ، « چنان آرامشى كه در دو قرن ( 539 - 330 ق . م ) در دورهء هخامنشيان بر شرق باستانى - از رود سند گرفته تا بوسفور واز سرداريا تا مصر - فروافتاده بود دنيا هرگز به خود نديده است ، وحتى ناكاميهاى داريوش وپسرش نيز اين سكون را بر هم نزد . » ص 23 ، ص 40 ، تاريخ آسيا .
( 2 ) ونيز ر . ك به تاريخ آسيا ، رنه گروسه ، ص 40 ( فارسي ) : « ايرانيان هخامنشى به هنگام استيلاى خود ( 529 - 330 ق . م ) آسياى خاورى را در زير يك لوا درآورده بودند . إيران ، بين النهرين ، آسياى صغير ، سوريه ومصر چنانكه ديده شده فقط يك امپراتورى فراخ تشكيل مىدادند كه نژادها ومذاهب گوناگون اتباع آنكه - در آرامش همكارى مىكردند - اسما إيراني خوانده مىشد » ، « چنان آرامشى كه در دو قرن ( 539 - 330 ق . م ) در دورهء هخامنشيان بر شرق باستانى - از رود سند گرفته تا بوسفور واز سرداريا تا مصر - فروافتاده بود دنيا هرگز به خود نديده است ، وحتى ناكاميهاى داريوش وپسرش نيز اين سكون را بر هم نزد . » ص 23 ، ص 40 ، تاريخ آسيا .