تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 38

مساهمون:

صمقدمة ٣٨
مىدانست ، آن را از مزديسنا إلهام گرفته است . مركزيت إيران مخصوص به دورهء هخامنشيان نبوده است ، بلكه حتى در دورهء مادها نيز كانون علم وحكمت وهنر بوده است . مؤرخ مشهور - دياكونوف - كه متخصص دورهء سلسلهء مادهاى (
Madi
) إيراني است مىگويد : « بايد به اين نكتهء جالب توجه كنيم كه سرزمين ماد در قرنهاى هفتم وششم ق . م كانونى بوده كه از آنجا مفهومات ديني وفلسفي انتشار يافته » . « 1 » سپس با ذكر اين نكته كه وجود برخى لغات ومفاهيم پارسى مادي درباره صلح وكاميابى وسوگند ونيروى سحرآميز ودليرى وپيروزى ( كه در كلمات فرن وأرد واخسر ومانند آنها ومشتقات آنهاست ) كه در همسايگان قديم إيران يعنى آشوريان ، ويا اسكيتها ( سكاها ) - در كرانه درياى سياه - ديده مىشود ، مىگويد : « بنابراين ، در قرنهاى هفتم وششم ق . م سرزمين ماد مركز اشاعهء فعاليتهاى معيّنى در زمينهء فرهنگى وديني بوده است » . نامبرده دربارهء رابطهء فرهنگى وديني إيران ويونان مىگويد : أرسطو وديگر شاگردان أفلاطون ( ظاهرا وى اولين كسى بود در يونان كه جدا به تعاليم مغان ، يا مجوسان ، علاقة ورزيد ) به تعاليم مغان توجه كردند وشايد كتسياس نيز از زردشت نام برده باشد . روايات باستانى ، تعليمات فيثاغورس را مأخوذ از زردشت مىدانند ، ولى مسلما اين نظر نادرست است » . « 2 » مؤرخ مشهور ديگر - ويل دورانت - مىنويسد :
هامش
( 1 ) تاريخ ماد ، دياكونوف ، ص 245 . ( 2 ) مقصود وى وجود فاصلهء زماني ميان زردشت پيامبر وفيثاغورس است ، نه انكار وسلب رابطهء فيثاغورس با إيران .