هنر دو كشور شباهتهايى شگفتانگيز با يكديگر دارند ( . . . ) وتكامل وترقيات بموازات يكديگر است . . . در منطقهاى از سرزمين ، از سوريه تا خاور إيران ، واز سوريه شمالي وشمال إيران مىگذرد در چندين دوره ميان برخى فرآوردهها ( . . . ) شباهت خانوادگى وجود دارد . . . تجسّساتى كه در سيستان وبلوچستان ودر شمال باخترى سند بعمل آمد ما را با سرزمينى آشنا ساخت كه مناسبات آن با خاور نزديك وبخصوص با جنوب بين النهرين قابل بحث نيست . در سراسر سيستان وبلوچستان ( إيران اصلى ) سراميكهايى يافت شده كه تمدن پردامنهاى را نشان مىدهد . . . تمدن غرب خيلى به تمدنهاى خاور باستانى مديون است ، بيگمان ، بيش از آنچه به مصر مديون مىباشد ؛ زيرا فرهنگ مصر تا موقعى كه إسكندر يوناني شده در غرب تأثير كند چندان نفوذ وتأثيرى در غرب نداشته است . . . « 1 »
اين محقق ، بدنبال ارتباط اين تمدن كه در إيران شرقي بوده با بابل وبين النهرين كه در غرب إيران است به اين نتيجة مىرسد كه هيچيك از اين دو از يكديگر تمدن وصنعت را نگرفتهاند ، بلكه هر دوى آنها از ملتى گرفتهاند كه بتعبير أو « نيا » ويا مادر آنهاست ؛ ومىدانيم كه جز إيران قديم ظرفيت وامكان واحتمال قابل قبول اين نظريه را ندارد ، كه هم از ناحيهء شرق آن را به چين وهندوستان صادر مىكرده ، وهم از ناحية غرب وشمال غربى آن را به بين النهرين ومصر وسوريه وآسياى صغير مىفرستاده است .
رابطهء نزديك بين زبان پارسى قديم با زبان سانسكريت ، وهمچنين خط ميخى
هامش
( 1 ) تمدنهاى باستانى ، كنتنو ، صص 86 و 88 و 132 .