اين گمان نادرست ومخالف مدارك ودلايل تاريخي است ؛ چه تاريخ نشان مىدهد كه - بمقتضاى طبيعت وسرشت بشرى - ملتها وتمدنهاى باستانى نيز مانند امروز نوعي پيوستگى ورابطه داشتهاند وبهمين سبب است كه علوم وهنرها وصنايع ، وهمچنين عقيدة ومذهب وتمدن ، همواره از ملتى كه داراى فرهنگ وتمدن والاتر وقويتر بوده به ديگر ملل همسايه ودور ونزديك حركت مىكرده واز جامعهاى به جامعهء ديگر منتقل مىشده است وفرهنگها وتمدنهاى ضعيفتر را تحت تأثير خود قرار مىداده است .
همانگونه كه ديديم يكى از أسباب وعوامل قهري اين ارتباطها ، جنگها وكشورگشاييهاى پادشاهان بوده ودر اين جنگها ، در واقع ، برخورد تمدّنها بطور طبيعي انجام مىشده وبحكم قوانين طبيعي واجتماعي ، تمدّن فرودست از تمدن برتر وفرادست ، اثر مىپذيرفته وگاه مذهب وزبان وفرهنگ خود را رها كرده وفرهنگ وزبان يا مذهب ملت ديگر - چه ملت غالب وچه ملت مغلوب - را مىپذيرفته است .
عامل مؤثّر ديگر - كه گاهى در كنار تحولات سياسي ونظامى اثر مىكرده - حركت وتلاش طبيعي ومبادلات سوداگران وبازرگانان ملل گوناگون با يكديگر وآميزش قهري تمدنها وفرهنگها از راه فروش كالاها وكارهاى دستى وهنرها وصنايع ، وحتى انتقال علوم وزبان ومذهب آنها به ديگرى بوده است ، عوامل ديگرى نيز مانند سياحان وجهانگردان وهمچنين مزدوران نظامى ( سربازان وجنگجويان مزدور ) وگاهى أسيران جنگى وبردگان نيز در اين انتقال ويا مبادلهء فرهنگ مؤثر بودهاند .
يكى از تمدنشناسان اروپائى در اين باره چنين مىنويسد :
قسمتهاى مختلف آسياى باخترى باستان دائما با يكديگر رابطه داشتهاند وبازرگانى - تقريبا - به همانگونه كه تا چهل سال پيش در خاور
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 30
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٣٠