چين رابطه داشته باشند وهندوستان وچين به ايلام وبابل وفنيقيّه ( سوريه ولبنان ) وصل گردد . شايد بهمين سبب بوده كه يونانيان نام پايتخت إيران را « اكباتان » ( وبفارسى هنگمتنه « 1 » ) بنامند كه به معناى چهار راه يا مجمع عام مردم بوده وامروز به اين شهر « همدان » ( همهدان ) مىگويند . راداكريشنا مىگويد :
اكباتان بمعنى چهار راه است ، زيرا همدان چهار راه شرق وغرب بوده وأفكار فلسفي شرق وغرب به آن وسيله به هم مىپيوسته است . « 2 »
برخى از مورخان يوناني نوشتهاند كه چون كمبوجيه در سال 525 ق . م مصر را فتح نمود فيثاغورس با وى به بابل آمد واز علوم رياضى وموسيقى واسرار طبيعت چيزهايى فرا گرفت وسپس به ساموس بازگشت .
سفر كردن به مشرق وإيران يك سنت رايج ميان طلاب وعلما وفلاسفه وحتى تجار وجهانگردان بوده ، وتمام كساني كه بدنبال حكمت ودانش بودند ناگزير به اين سفرها مىپرداختند . آتنيها ومناطق أطراف آن ، نخست به جزاير كرت وملطيه وديگر جزاير مديترانهاى ، وسپس به مصر وفنيقيه وسوريا سفر مىكردند وسپس به بابل مىرفتند كه واسطهء ميان إيران ومناطق غربى بود وگاهى از راه جزاير ايونى وآسياى صغير وكنارههاى درياى مازندران ( معروف به گاسپيان يا درياى قزوين ) به إيران وارد مىشدند ؛ وسبب آنكه فيثاغورس وثالس وبرخى ديگر ، نخست به مصر مىرفتهاند همين راه عادى كاروانها بوده است .
شايد برخى گمان كنند كه ملّتها وتمدنهاى قديم وباستانى در جوامعى بسته زندگى مىكرده وهريك تمدنى جدا وبدور از ديگر ملل وجوامع وتمدّنها داشتهاند ، امّا
هامش
( 1 ) تاريخ ماد ، دياكونوف ، ص 254 ( فارسي ) .
( 2 ) تاريخ فلسفهء شرق وغرب ، راداكريشنا ، ج 2 ، ص 54 ؛ تاريخ تمدن ، ويل دورانت ، ج 1 ، ص 141 .