تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 299

مساهمون:

صمقدمة ٢٩٩
مىپردازد كه نام آن را مىتوان : خداشناسى ، انسانشناسى ومعادشناسى گذاشت ؛ وبحق اشتباه نيز نمىكند . وى با گزينش اين شيوه - كه پشت كردن به فلسفه وشيوهء مشائى در حكمت عملي است - تلويحا پيروان أرسطو را جاهل به آخرت ومحصور در جهان مادي معرفى مىكند ؛ زيرا سياست مدن حكمت مشائى درك درستى از سعادت اخروى ندارد وآن را نوع كامل وأتمّ ادراك حيات خود مىداند ، وهدف أو از طرح سعادت « 1 » در سياست مدن ، قرب خيرات وبعد از شرور مىباشد ، وانسان سعادتمند در حكمت مشائى ماكيانى را مىماند كه لأنه ودانهء خوب داشته باشند . * * * در حكمت نظري ، كه خداشناسى گام نخستين آن واصليترين پايه يك دستگاه فلسفي جامع است ، نيز ملا صدرا شيوه‌اى خاص دارد . در فلسفه قديم براي خداشناسى روشهايى گوناگون داده شده بود كه سستترين آن برهان حركت أرسطو ، واستوارترين وپيشرفته‌ترين آن همان برهان وجودي معروف به برهان صديقين است كه از عرفان وأم گرفته شده است . صدر المتألهين در اين كتاب راه ديگرى را در كنار برهان صديقين بدست مىدهد ، وآن شناخت خداوند از راه خودشناسى وشناخت حق از راه نفس است كه از حديث « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » إلهام گرفته وبحق ، به آن بهاى بسيار مىدهد . « 2 »
هامش
( 1 ) در نزد مشائين سعادت ، همان شعور وادراك وجود است : « واعلم أن الوجود هو السعادة والشعور بالوجود سعادة أيضا . . . فالتذاذ النفس ( في الآخرة ) بحياتها العقلية أتمّ وأفضل » ( التحصيل ، بهمنيار ، ص 832 ) . ( 2 ) قيل : كان مكتوبا على بعض الهياكل المشيّدة في قديم الزمان : ما نزل كتاب من السماء الّا وفيه : « يا إنسان اعرف نفسك وتعرف ربّك » وفي الحكمة الحقيقية : « من عرف ذاته تألّه » . ( مبدأ ومعاد - مظاهر ) .