تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 301

مساهمون:

صمقدمة ٣٠١
معكوس آفرينش ومعرفت به انسان - چه صغير وچه كبير - مىتوان به معرفت افعال وصفات وذات حق ( بقدر توان بشرى ) رسيد . معادشناسى نيز به عقيدة اين حكيم از همين دستگاه بدست مىآيد . نفس ناطقه انساني كه در بدن پديد مىآيد در جريان زندگى دنيوي خود ، در طي مراحل جنينى خود است . بدن بمانند تخم مرغى است كه پرنده‌اى را در درون خود پرورش مىدهد وچون رشد أو كامل گردد پوسته بدن مىشكند ومرغ به پرواز در مىآيد . « 1 » ملا صدرا به پيروى از عرفا وحكماى باستانى ، از نفس انساني به « شعله ملكوتي » و « كلمه نورية » تعبير مىنمايد « 2 » ؛ زيرا كه منشأ حدوث آن مادة است ولى چون از جنس نور مىباشد با مرگ از ميان نمىرود وتن بدون مادة به زندگى خود مىپردازد . جهان مادي نيز عمرى دارد وچون به بلوغ خود برسد مرگى ، نظام كنونى ثوابت وسيارات وزمين وزمان آن را بهم مىزند وجهانى ديگر از آن مىسازد . بنابراين ، « معاد » همان نقطه بهم رسيدن دوباره انسان وجهان است وبا مرگ انسان ، چيزى - جز شكل مادي أو - تغيير نمىيابد ؛ وانسان تمام دستاوردهاى جهان مادي خود را كه به خوبى بايگانى شده - ومىتوان از آن به « داده‌هاى زندگى انساني » تعبير كرد - وملا صدرا آن را « قوه خياليه » مىنامد ، يكجا در نشئه پس از مرگ با خود مىيابد وبنوعى تمام لذتها ودرد ورنجها را لمس وادراك خواهد نمود . در نظر ملا صدرا براي انسان سه نشئه يا سه جهان وجود دارد : نخست ، نشئه يا جهان مادي ، دوم نشئه يا جهان آخرت كه جاى « تعليميات ورياضى » است ، سوم نشئه يا جهانى كه وراء اين دو جهان است وجهانى واقعي وعقلي ( نه خيالي ) است وبهشت و
هامش
( 1 ) در برخى تعابير عرفا به كرم ابريشم وپيله وپروانه آن تشبيه شده است . ( 2 ) سهروردى از آن به « ملكه نورانية » وأدبيات عرفانى به « شعله‌اى كه نميرد . . . » ومانند آن تعبير كرده‌اند . ( ر . ك : المطارحات ، ص 452 ) .