در حكمت متعاليه - بيك معنا - انسان ، محور است ؛ زيرا هدف از آفرينش همه موجودات ديگر ووجود قواى طبيعي ونباتى وحيواني ، آفرينش انسان بوده است .
مىگويد ، انسان در درخت هستى - بمثل - در حكم ميوه آن مىباشد ؛ از اين روست كه در وجود انسان از تمام نيروهاى طبيعت وموجودات جهان وكيهان وحتى از شيطان اثرى يافت مىشود . اگر انسان بتواند مراحل تكامل خود را طي كند ومدارج نباتى وحيواني را پشت سر بگذارد وبيارى علم وعمل ( يا حكمت نظري وعملي ) از مراتب جهانى وكيهانى بگذرد وبه مقام قرب إلهي برسد ، بدليل همان جامعيت خود ، رأس ورئيس جهان هستى خواهد شد ومسجود ملائكة وفرمانرواى تمام عرصه وجود خواهد گرديد وفرمان أو در سراسر اين جهان قابل اجرا خواهد بود .
به زبانى ديگر ، انسان خلاصه وفشرده جهان هستى ودر واقع يك « عالم صغير » است « 1 » ( جهانى است بنشسته در گوشهاى ) ؛ وچون ملا صدرا وسلسله عرفاى مسلمان ( بمانند افلوطين وحكماى باستانى إيران ) معتقد به موجود واحدى عاقل ومدبّر به نام « انسان كبير » هستند ( كه ما از آن به جهان هستى وكيهان تعبير مىكنيم ) ، از اين رو در برابر « انسان كبير » ، انسان را « عالم صغير » مىدانستند ، انساني كه فرجام أو بحسب هدف آفرينش ، حكومت بر عالم كبير ( يا انسان كبير ) است .
اين حكما وعرفا در سلسله صدور وتنزل وجود ومدارج آفرينش ، عالم را شخصي واحد وحيواني ناطق مىدانستند كه عالم أجسام به منزلهء تن أو وعالم أرواح به منزلهء روح أو بود ونفس كلى ونفوس جزئيه وهمه كائنات در آن مىگنجيد ؛ وچون عالم يك واحد باشد آفريدگار آن نيز واحد خواهد بود ، پس با شناخت آن وسير
هامش
بايد افزود كه سير آفاق را نيز در كنار سير أنفس از دلائل به ذات حق مىداند .
( 1 ) در اشعارى منسوب به أمير المؤمنين امام علي عليه السلام آمده است :« أتزعم أنّك جرم صغير * وفيك انطوى العالم الأكبر ».