ميان أو با اشخاص مانند ابن سينا يا غزالى وسهروردى يا با فلاسفه اروپايى ، چون توماس آكوينى وبرگسون وديگران شده است ، بپردازيم وفقط باين جمله بسنده مىكنيم كه ملا صدرا هيچيك از ابن سينا ، طوسي ، فارابى ، سهروردى ويا توماس وبوهمه وبرگسون وكانت ودكارت يا سوئدنبرگ نيست ؛ ملا صدرا فقط ملا صدرا است وبس ، وهنوز ما كسى را نيافتهايم كه بحق قابل تشبيه به اين حكيم بىنظير باشد .
حكيم ملا صدرا از نظر ويژگيهاى شخصي ، دانشمندى پركار وپرمطالعه وپرنويس بوده است . بايد مطالعهء أو را يكى از چند عامل رشد انديشهء أو دانست كه تفكر وعبادتها ورياضتهاى جسماني وبهره گرفتن از نيروى قدسي إلهام وشهود وهمچنين داشتن شيوه ( متدولوژى ) كامل تحقيق ونيز توجه به تاريخ فلسفه وحكمت إلهي ، همه در رشد انديشه وتعالى أو سهمى بسيار داشتهاند .
يكى ديگر از عوامل مهم رشد انديشه واهميت وكمال مكتب أو تسلط وى بر قرآن وحديث وتوجه عميق به الهامهاى ظاهر وباطن بوده است . عامل مهم ديگر را بايد همان تمركز وتوجه انحصارى أو بر روى فلسفهء إلهي ومقدمات علمي آن وفرار از علوم ديگر ، حتى منطق وطبيعيات دانست ؛ با آنكه يك منطقدان بسيار قوى وداراى كتب در علم منطق است .
أو بر خلاف فارابى وابن سينا وخواجة نصير وسنت ديگر فلاسفه ، كه حتى به پزشكى ونجوم ورياضيات نظري وعملي مىپرداختند ، فقط فلسفه ووحى را هدف تفكرات وتلاشهاى علمي خود ساخته بود . در حاشية بر شفا در اين باره مىگويد : « نحن لما كرهنا رجوع الرجل الإلهي في شيء من المسائل العلمية إلى صاحب علم جزئي - طبيعيا كان أو غيره - . . . » . « 1 » ونيز در أسفار ، براي آنكه مبحث نفس را از طبيعيات به
هامش
( 1 ) تعليقات على إلهيّات الشفاء ، ص 256 .