است ولى سر انجام به مخلوق ومصنوع حق مىرسد ؛ وبه آن « السير من الحق إلى الخلق بالحق » مىگويند .
گام يا سفر چهارم ، سير در ميان مخلوقات وجهان طبيعت است وحقيقت آن دو براي سالك آشكار مىگردد وهمهء قوانين آن بر وى روشن مىشود ، آيين زندگى سعادتمندانهء بشر وراه بهترين أو به سوى خدا وجهان آخرت ومدارج پس از مرگ انسان ، چون صفحهاى نمايان شده وسالك در اين مرحله مسئوليت امر ونهى وبيان احكام إلهي - جهانى را در خود مىبيند .
بر أساس اين منطق واين روش ، فلسفهء حقيقي آن است كه پا بپاى تكامل روح فيلسوف ساخته وپرداخته شود نه آنكه مشتى معلومات واصطلاحات واستدلالات در ذهن ، گردآورى گردد .
گام اوّل فيلسوف بايد شناخت « موجود » بما أنّه موجود واعراض ذاتيهء آنكه ( در أمور عامه بحث مىشود ) وتقسيمات ظاهري واقسام وجود وجواهر واعراض ووحدت وكثرت وعليت ومانند اينها باشد ؛ وچون فيلسوف بتواند در پايان اين سفر به مبدأ وجود وآفرينش ووجود حقيقي برسد ، حق دارد كه گام به جلو بگذارد وبا يارى حق وراهنمايى أو ، سفر دوم خود را آغاز وكمال حقيقي را لمس كند .
فيلسوف با شناخت خداوند متعال وكمال حقيقي ووجود مطلق ولا يزال أو ، مىتواند نظري دوباره به عالم طبيعت بيندازد وربط وفقر ووابستگى همهء موجودات را به خداوند متعال به چشم ببيند وبا عقل واستدلال آن را درك نمايد وبا دل وجان آن را لمس كند . در اينجا شيدايى سفر اوّل ودوم ، جاى خود را به آرامشى پس از طوفان مىدهد ودر پايان همين مرحله ومطالعهء نفس انساني وهويت واقعي اوست كه احكام وقوانين حيات ومرگ وجهان پس از مرگ را مىشناسد .
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 287
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٢٨٧