تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 284

مساهمون:

صمقدمة ٢٨٤
مىكوشد مسائل فلسفي را از ديدگاه آيات قرآني حلّاجى وبررسى كند . كتب دههء آخر عمر أو - مانند ( عرشيه ، مظاهر ( المظاهر الإلهية [ كتاب حاضر ] ) ، شواهد ، مفاتيح الغيب و . . . - نمونه‌هايى گوناگون از اين روش مىباشند . فلسفهء إلهي پيش از أو مىكوشيد تا مسائل « موجود بما أنّه موجود » را بررسى كند ودر نتيجة به منبع اصلى موجودات ، يعنى مبدأ آفرينش وذات وصفات إلهي ، مىرسيد ودر يك جمله : مدار فلسفه همواره « مبدأشناسى » و « موجودشناسى » بود ، و « غايت‌شناسى » فقط در حكمت نظري ، آنهم به صورتي گنگ ومبهم جاى مىگرفت . حكمت اشراق وتصوف در اين جهت از حكمت مشائى كاملتر بود ؛ زيرا حكمت عملي ونظري را ، مانند توأمان ، يكجا در نظر داشت ؛ مقصودش از حكمت نظري رسيدن به مرحلهء عمل وحكمت عملي بود ؛ واز طرفي حكمت عملي را براي ورود در حكمت نظري لازم مىدانست ودورى جائز ( معروف به دور لبنى ) در آن جارى بود . ولى غايت‌شناسى به معناى بحث دربارهء معاد وقيامت وبهشت ودوزخ وپاداش وكيفر ، آن‌گونه كه در ميان متكلمين معمول بود ، در مكاتب ديگر حكمت بررسى نمىشد . « 1 » ملا صدرا در مكتب خود « غايت » فلسفه را گسترش داد وآن را بكمال رسانيد ، يعنى از سياست وتدبير مدن ، كه در فلسفه پيش از أو غايت فلسفه ونهايت حكمت عملي شمرده مىشد ؛ وهدف آنكه - حسن ادارهء جامعهء مدنى وسعادت انسان بود - گذشت وغايت از حكمت عملي را وصول به سعادت اخروى ودنيوي ساخت وسعادت را بگونه‌اى ديگر ( غير سينايى ) تعريف كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) موضوع معاد وبهشت ودوزخ ومرگ وپاداش وكيفر در گفتار سقراط ونوشته‌هاى أفلاطون رمز گونه است ؛ اشاراتى نيز در حكماى قديم زرتشتى وجود داشته است كه در كتب ابن سينا وفلسفهء اسلامى نيز به اختصار از آن بحث مىشد . ( 2 ) ابن سينا ومكتب أو سعادت أخرى را شعور كامل به وجود ودر نتيجة ، التذاذ بيشتر وبهتر از آن