تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 282

مساهمون:

صمقدمة ٢٨٢
مطمئنترين واساسيترين منبع معرفت وحكمت است ، وهر نظريهء فلسفي وعلمي كه با آن منطبق نباشد خلل‌پذير است وبا تمام يا بخشي از واقعيت منطبق نمىباشد . در بينش ومكتب صدرايى ، هم عقل وهم وحى ، هر دو از يك منبع سر چشمه گرفته‌اند وآن منبع همان روح القدس يا عقل فعال است . عقل راستين ( نه عقلي خام وگمراه وگرفتار وسوسهء شيطانى ) معرفت را با اتصال به عقلي كلى يا عقل فعال مىگيرد ووحى نيز از همين راه به پيامبران مىرسد ؛ بنابراين بايد اين دو همواره مؤيد يكديگر باشند ونمىشود كه از يك منبع دو ضد يا نقيض صادر گردد ويكى با آن‌ديگرى ملايمت وسنخيت نداشته باشد . مدعى شايد در اين مطلب ترديد كند ؛ امّا نمىتواند در اين شك وترديد داشته باشد كه وقتي وحى ونبوت با برهان عقلي ومنطقي ثابت گردد ، ديگر فرقى بين عقل وشرع نمىماند وباز اين دو بهم مىرسند ومتّحد ويكى مىشوند . * * * بنظر ملا صدرا معرفت فلسفي نيازمند يك تكامل وپختگى است كه از آن به « فطرت ثانوية » تعبير مىشود . وى معتقد است كه معرفت فلسفي با تكيه بر فطرت أولية ميسّر نيست وبايد هر فيلسوف وحكيم ، نخست به فطرت ثانوية - وحتى به فطرت ثالثه - برسد تا بتواند به معرفت حقيقي دست يابد . شايد مقصود وى آن باشد كه ساختار ذهن فيلسوف بايد با ذهن عامي وعقل خام فرق داشته ورشد وآمادگى بيشترى يافته باشد . وى از أرسطو ( ودر واقع از افلوطين ) اين سخن را نقل مىكند كه : « هركس بخواهد به علوم ما بپردازد بايد كه براي خود فطرتى ديگر بسازد » « 1 » ؛ ودر عمل ديده‌ايم كه فلسفه هرگاه با بينش ابتدائي بسراغ
هامش
( 1 ) مقدمهء المظاهر الإلهيّة .