توان انجام آن را نيافتند .
بنابراين علمي كردن معارف در حكمت متعاليه وبهره گرفتن از استدلال وبرهان مصداق شعر « پاى استدلاليان چوبين . . . » نبود ؛ بلكه اين روش در واقع مسلّح ساختن پاى سلوك عارفان بابزار عقل واستدلال بود تا بتوانند حقايق را با نيروى روحي خود دريابند وبه حقيقت برسند وهم آن را با برهان به ديگران - وحتى منكران - نشان دهند ؛ واين روش عميق وشگفت وزيبا ، در عين حال آشتىدهنده ويكتا سازنده راههاى گوناگون معرفت بود .
همين شيوهء جامع وآشتىدهندهء حكمت متعاليه ملا صدرا سبب گرديد كه برخى أو را هم فيلسوف سينايى ومشايى وهم حكيم اشراقي وحتى نوافلاطونى اسلامى بدانند . يكى از محققان روشن ضمير فرانسوى دربارهء صدرا مىگويد :
اگر أو را يك محقق ابن سينائى بدانيم ، بايد اضافه كنيم كه عملا اشراقي هم هست ؛ در عين حال سرشار از أفكار ابن عربى مىباشد . ملا صدرا يكى مهمترين نوافلاطونيان افلاطونيان إيراني اسلامى است [ و ] در عين حال يك متفكر شيعي است . . . . « 1 »
در واقع ملا صدرا با كار خود ارزش هيچيك از عقل ووحى واشراق را ناديده نگرفت ؛ ونه فقط هر سه را در مكتب خود راه داد ، بلكه از نظر أو هر سه شيوه از يك منبع برخاسته ودر واقع زبان گوياى يك واقعيت بودند .
وى عقل واشراق ويا برهان وكشف را دو روى يك سكه مىدانست وبر آن بود كه ذوق وكشف هنگامى « تحقيق » ( رسيدن به حق ) شمرده مىشود ودر فلسفه ومعرفتيابى راه مىيابد كه عقل وبرهان آن را ردّ نكند ؛ مىگفت كه مشاهدهء از راه كشف
و
هامش
( 1 ) پرفسور هانرى كوربن ، مقدمهء المشاعر ، ص 33 ( فارسي ) .