تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 275

مساهمون:

صمقدمة ٢٧٥
باستانى إيران وما قبل سقراط وجود داشته ، ويا تجرد مثال واتحاد عاقل ومعقول وبسيط الحقيقة كل الأشياء را كه در عرفان فلوطين وصوفيه گفته مىشده ) با نبوغ خود بررسى فيلسوفانه كرده وبراي آنها براهين منطقي واستوار آورده ودر فلسفهء استدلالي جاى داده است ؛ مسائلي كه ابن سينا وفلاسفهء بزرگ آن را درك نمىكردند ودر آن فرومانده بودند فقط از نابغه‌اى همچون ملا صدرا امكان بروز وعمل داشت . مىتوان ملا صدرا را يك نابغة شمرد ومهمترين ويژگى مكتب أو را همان روش نوينى دانست كه براي انديشهء فلسفي گذاشت . روشى كه با آن مسير فلسفه دگرگون شد وفلسفه‌هاى گذشته بازسازى واصلاح گرديد واز تنگناها وگردابهايى ، كه توان رهايى از آن را نداشتند ، رهايى يافت . أصول نوى كه ملا صدرا با بهره‌گيرى از مكاتب وفلاسفهء ديگر بنياد نهاد ؛ به فلسفه ارزش بيشترى بخشيد وصورت آن را دگرگون ساخت وزوائد وأصول بىفائده يا نادرست ديگر روشهاى معرفت را بدور ريخت ، وانديشهء بشرى ومعرفت عقلانى را از طلسم بىسود مشكلزاى أصول وموضوعات وبراهين ومسائل ديگر مكاتب پاك ساخت . مكتب ملا صدرا به كلّ انديشهء فلسفي نظر دارد ومانند مكاتب ديگر براي مخاطبان ويژهء خود نيست . فلسفهء مشائى ، طرفداران شهود واشراق را كه به كشف حقايق دسترسى داشتند راضى نمىكرد وبه كساني تعلق داشت كه به قياسهاى منطقي معتقد ومؤمن بودند ودر مقابل ، حكمت اشراقي را خيال‌پرداز مىشمردند وبه شهود وكشف آنان بهائى نمىدادند . از سوى ديگر ، تصوف وحكمت اشراقي نيز ، به براهين منطق اعتنائى نمىكرد وروى سخن با أهل شهود وبا كساني داشت كه دورهء خاص تربيت روحي را گذرانده باشند ، وعيب فلسفهء مشائى را در اعتماد وتكيهء بسيار آن بر عقل وارزش دادن مطلق