خود بافتههاى آنها را بر هم زده وپارهاى از مباني آنان را بدور ريخته واز تاروپود استوار وسالم آن مكاتب بهره گرفته وخود طرحى نو در انداخته بود .
از اين رو ، گرچه بيشتر مسائل فلسفهء أو همان مسائل فلسفه قديم يا علم كلام وحتى پارهاى از براهين نيز نزديك به همان براهين گذشته است ؛ ولى گوهرشناسان فلسفه مىدانند كه ميان فلسفه صدرايى با فلسفه سينايى ( ابن سينا ) وارسطويى وديگران ، فرسنگها فاصله است وحتى از مكاتب اشراقي ويا تصوف ابن عربى نيز جداست ؛ با آنكه در برخى اصطلاحات ومبادى وتعريفات وأصول ظاهري به آنها نزديك مىباشد .
ملا صدرا گرچه از عناصر همهء مكاتب فلسفي وعرفانى وكلامي چيزهايى را در فلسفه خود آورده است ولى بر خلاف آنچه كه برخى ظاهربينان وسطحى نگرندگان مىگويند - كه وى مكاتب ديگر را بهم آميخته واز تركيب آنها مكتب خود ( حكمت متعاليه ) را ساخته « 1 » - مكتب أو آميختهاى از مكاتب ديگر نيست بلكه مكتبى است بسيط ومستقل كه عناصر مفيد روش سينايى واشراقي وعرفانى را در آن بكار گرفته است . خود أو مىگويد : « قد اندمجت فيه العلوم التألهيّة في الحكمة البحثية وتدرّعت فيه الحقائق الكشفيّة بالبيانات التعليمية . . . » « 2 » ؛ يعنى « دريافتهاى شهودي وعقائد شخصي خود را در قالب فلسفه رايج ( مشائى ) بيان كردم » ؛ وهمين شباهت در قالب ، برخى را باشتباه مىاندازد .
يكى از ويژگيهاى ملا صدرا آن است كه أصول فلسفي كهن اشراقي را ( مانند اصالت وجود يا نور وذو مراتب بودن آن وحركت در جوهر طبيعت را كه نزد حكماى
هامش
( 1 ) مقدمهء دانشپژوه بر كسر أصنام الجاهلية ، ص 15 .
( 2 ) مقدمهء أسفار .