يوناني است . بجز قواى بىشعور طبيعت ، هيچ چيز در جهان نمىيابيد كه از يونان برنخاسته باشد » ( ! )
اين مؤلف بدنبال نقل آن گفتارها مىافزايد :
ما اگرچه با اين عقيدة كاملا همداستانيم ، در عين حال مىپنداريم كه بخلاف نظر برخى مورخان ، آن را با قاطعيت كمترى مىتوان اظهار داشت . بىآنكه بخواهيم در اصالت عمقى انديشهء يونان ترديد كنيم ، يا بخواهيم ميان آن ومكاتب فلسفي خاص رابطهء تأثير وتأثرى قائل شويم ناگزير از پذيرفتن اين حقيقت هستيم كه انديشهء شرق بر فلسفهء يونان تأثيرى كلى داشته است . در توضيح تأثير شرق بر يونان باختصار ، به ذكر نكات زير بسنده مىكنيم :
يونانيان خود را مديون شرق مىدانستند وبر اين نكته آگاه بودند ، وهر زمان از علوم وتمدن شرق سخن راندهاند همراه با احترام بسيار بوده است .
دوران تمدن اسكندريه را به كنار بگذاريم ، چون در اين زمينه مدارك مربوط به قبل از آن عهد را در دست داريم . در اين باب عقيدهء هرودوت مشهور است . أو مىپنداشت كه دين وتمدن يونان از مصر آمده است . أفلاطون - در رسالهء مشهور به تيمائوس - گفتهء كاهنى مصرى را خطاب به سولون (
Solon
) ، حكيم يوناني ، چنين روايت مىكند : « شما يونانيان كودكانى بيش نيستيد ! » . أرسطو مىگويد كه علوم رياضى در مصر به وجود آمده است ( . . . )
همچنين ، يونانيان گمان مىكردند كه طالس وفيثاغورس رياضى