گلاديش (
Gladisch
) ورت (
Roth
) اعتقاد به وجود منشأ شرقي را براي فلسفهء يونان از سر گرفتهاند . . . ، ولى اين عقيدة به كلى منسوخ گشته است .
تنها قوم باستانى كه همچون يونانيان حكمتى داشته قوم هند بوده است ( . . . ) ومىتوان چنين انديشيد كه فلسفهء هند از حكمت يونان سرچشمه گرفته است .
اين مؤلف در اينجا دانسته يا ندانسته واز روى ناآگاهى به تاريخ ، از إيران وبابل ومصر نام نبرده وحتى به تحقير أصل فلسفهء آنان كه همان « حكمت مشرقيه » است پرداخته ومىگويد :
بطور كلى ، انديشهء شرقي هر وقت خواسته است حقيقت جهان را بيان كند به أساطير دستيازيده و ( . . . ) نخستين بار در يونان بوده كه مردانى بزرگ از شيوهء مرسوم تفكر بريدهاند وانجمنهاى مذهبي را به مكتب ومدرسه تبديل كردهاند .
در اينجا مىتوان پرسيد كه : آيا خداشناسى يونان تحت تأثير خداشناسى مشرق زمين قرار گرفته است ؟ گلاديش مىپنداشت كه إلهيات يونان از همان آغاز تحت تأثير شرق قرار گرفته است واز اين راه بود كه فلسفهء يونان نيز از خاور زمين متأثر شده است . امّا اين عقيدة هم امروزه منسوخ گشته است .
امروز عقيدهء حاكم اين است كه : انديشهء يونان در برابر فكر شرقي استقلال تام دارد وذاتا مخلوق ذهن مردم آن مرز وبوم است . چكيدهء اين عقيدة را گمپرتس از كتاب يك محقق انگليسى گرفته است كه :
« سعادت كشف أصل وقاعده ترقى از آن قومي است كوچك وآن قوم