حقيقت تاريخي است ، كه قرنها زير پردهء تعصب نژادى وقارهاى پوشيده مانده است .
نمونههاى ديگرى نيز از اين گونه قضاوتهاى پر اشتباه تاريخي وجود دارد كه به يك نمونهء آن بسنده مىكنيم . از جمله ، يكى از مؤلفين تاريخ فلسفه در آغاز كتاب خود مىنويسد :
در سرتاسر تاريخ ، هيچ چيز شگفتانگيزتر يا توجيهش دشوارتر از ظهور ناگهانى تمدن در يونان نيست . بسيارى از عوامل تشكيلدهندهء تمدن ، هزاران سال پيش از ظهور تمدن يوناني ، در مصر وبين النهرين وجود داشت واز آن مناطق به سرزمينهاى همسايه نيز رسيده بود ، ولى هنوز عناصر خاصي لازم بود تا « تمدن » پديد آيد . [ ! ] سرانجام يونانيان اين كمبود را برطرف كردند . . . رياضيات وعلم وفلسفه را يونانيان پديد آوردند . . . « 1 »
براي اينكه اين مشاهير را متهم به غرضورزى وتعصب قارهاى نكنيم بايد بگوييم كه بدون بررسى دقيق وبلكه باعتماد دروس آموزگار دبستان خود به نگارش دورهء تاريخ فلسفه پرداختهاند ؛ وبراي يك محقق نسبتا آشنا به تاريخ مشرق ( كه گاه خود غربيها آنجا را « گهواره تمدن » نام دادهاند ) كه از تمدن گسترده وخيرهكننده إيران زمان ماد وبخصوص هخامنشى وتمدنهاى بابل وهند ومصر خبر دارد ، بسيار شگفتانگيز خواهد بود كه از كسى مانند مؤلف يا محقق بالا بشنود كه تمدن ، پيش از يونان وجود نداشته است .
اينگونه تحقيقات كاذب - كه حتى گاهى بوسيلهء مؤلفان شرقي نيز كوركورانه پيروى وتقليد مىشود - با مدارك تاريخي معتبر موجود ، تاب وتوان رويارويى ندارد
و
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه غرب ، برتراند راسل ، ص 27 ( فارسي ) .