خواهد گرفت .
تصوف نيز لفظي است كه در تاريخ ، به گروههاى چندى گفته شده ، كه قهرا حكم لفظ مشترك را خواهد داشت ؛ از اين رو هنگامى كه در تاريخ به اين كلمه بر مىخوريم بايد دقت وتوجه داشته باشيم كه مقصود از آن ، كدام گروه از صوفيان است ، وگر نه تحقيق ، به گمراهى بدل خواهد گشت .
در ريشهء اين كلمه اختلاف است ؛ برخى آن را از « صوفي » به معناى پشمينهپوش گرفتهاند ، وبرخى نيز آن را اقتباس از
Sophia
( سوفيا ) ى يوناني دانستهاند .
در اسلام وميان مسلمين ، « صوفي » نخستين بار به زهّاد وتاركان دنيا گفته شد كه بهترين أصحاب پيامبر ( ص ) بودند وسلمان وأبا ذر مشهورترين آنانند . تعاليم اسلام از يكسو مردم را به كار وتلاش وجهاد ونكاح وسازندگى مىخواند ، واز سوى ديگر آنها را به پاكسازى نهاد لذت طلب خود ( يعنى هواي نفس ) وتهذيب اخلاق فرمان مىداد .
شعار اسلام در اين حديث نبوي نهفته بود كه « اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبدا واعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا » ( كار دنيا را چنان بكن كه گويى در آن جاودان خواهى ماند ، وكار براي آخرت آنچنان كه گويى مرگت فرداست ) .
امّا صفا وسادگى برخى افراد سبب مىشد كه خواستهء اسلام وپيامبر را ترك همه جانبهء جهان گمان كنند ويكباره از زن وفرزند وكار وكسب دست بكشند وبه گوشهء عبادت وزهد وانزوا بكنجند . پيامبر ( ص ) ، خود بارها اين مردم را از زهد ناشايسته ملامت وممانعت مىكرد وآنها را به اعتدال فرا مىخواند . با وجود اين گونه تعاليم وأوامر ونواهى ، باز تا قرنها عدهاى زهد را بهانه براي ترك دنيا كرده بودند وكار به حلال يا حرام آن نداشتند .
دستهء دوم ، زهّاد ودانشمندانى بودند كه علاوة بر آشنايى با حكمت ايمانى