تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 230

مساهمون:

صمقدمة ٢٣٠
بدانيم . اين تلاش تبليغاتى وسازمانى پنهانى ، در عين حال ، تبليغ علم بخصوص علوم عقلي نيز بود ؛ واز بركت مبارزهء پنهانى اين گروه شيعي با خلفاى عباسى وفقه وكلام وحديث متعلق به آنان - كه پس از اضمحلال معتزله ، در واقع بساط فلسفه وهرگونه تعقل را بر چيده بودند وحشويه واشعريه را تقويت مىكردند - هم فلسفهء مشائى ومنطق ارسطويى وعلوم طبيعي ورياضى مصون وبرجا ماند ، وهم حكمت اشراق در آغوش تصوف وباطنيگرى به زندگى دشوار پنهانى خود ادامه داد . اسماعيليه از بركت سازماندهى پنهانى وانضباط « 1 » وبهره‌گيرى صحيح از كتاب وسنت وعقل وحكمت ، حكومت واقعي را در دست داشتند وحتى گاه مانند فاطميان مصر ، وحسن صباح در إيران ، وبرخى گروههاى ديگر در آسيا وآفريقا حكومتهاى نيرومندى تشكيل مىدادند ، وحتى شايد به توان قدرت حكومت آل بويه را نيز مرهون يارى معنوي اينان دانست .

عرفان شيعي وتصوف

اين هر دو كلمه داراى معاني چندى مىباشند وهريك را بايد لفظ مشتركى به حساب آورد كه گاه داراى معاني متضاد است . عرفان را اگر جهانبينى مبتنى بر پايهء شهود واشراق بدانيم ، مفهوم بسيار وسيعى مىشود كه هم حكمت مشرقى إيران قديم ومكتب فيثاغورس وسقراط وأفلاطون وفلوطين اسكندرانى واورفئى وغنوصى ( گنوسيان ) را فرا مىگيرد ، وهم مكتب أهل بيت ( ع ) وفرقه باطنيه شيعه ، وهم متصوفه را ، وحتى برخى فرقه‌ها ونحله‌هاى شرق دور يا يهودي ومسيحي را نيز در بر
هامش
( 1 ) از جمله بنگريد به كتاب القرامطة بين المدّ والجزر ، دكتر مصطفى غالب .