روايت مىكردهاند ودر شهرهاى عربى وإيراني وحرّان وشايد أنطاكية ، هريك حوزههايى داشته وكتب ترجمه شده را تدريس مىنمودهاند .
نخستين كسى كه - شايد در أواخر عمر هشتاد سالهء خود - پا را از تفسير كتب فلسفه بالاتر گذاشت وبصورت يك حكيم سنتي يا فيلسوف اصطلاحى در آمد ، فارابى است . وى كه أو را خراساني دانستهاند فرزند سردارى از مردم فارس زبان خراسان بود كه در فاراب تركستان بخدمت سامانيان مشغول بود وأبو نصر فارابى در آنجا متولد گرديد ولذا به فارابى مشهور شد ( برخى احتمال دادهاند كه اين فاراب غير از فارياب تركستان كنونى باشد ) . وى بسبب خاندان أصيل خود تربيت خوب داشته وشايد از ثروت نيز بىبهره نبوده است . وى را شاگرد يوحنا بن حيلان مسيحي نسطورى دانستهاند ( كه محتمل است در مرو سكونت داشته وسپس به بغداد رفته است ) .
فارابى پارهاى از عمر خود را در بغداد بتحقيق وتكميل علوم عقلي پرداخت وبا آنكه با متى بن يونس قريب السّن مىباشد برخى أو را شاگرد وى در منطق دانستهاند .
حكيم فارابى بيشتر به مكتب اسكندرانى ( مكتب اشراق افلوطينى ) تمايل داشت ، ولى گوئى در آن دوران أو نيز مانند ديگران ، توجه به جدايى كامل اين مكتب واشراق افلاطونى با مكتب مشائين نداشته وهمه را بيك ديده مىنگريسته است ، واز آنجاست كه به شرح كتب أرسطو نيز پرداخته وحتى در رسالهء جمع بين الرأيين كوشيده بگونهاى ميان آراء متضاد أفلاطون وأرسطو آشتى بدهد .
وارث آثار فارابى ، حكيم بىنظير ، شيخ الرئيس فلاسفه ، ابن سينا است كه بجاى شرح وتفسير كتب أرسطو - كه در زمان وى محور فلسفه وتنها مكتب حاكم گشته بود - به پايهريزى فلسفهاى عميق وبا رعايت مباني اسلامى پرداخت وأساس فلسفه اسلامى كنونى را بنا نهاد كه امروز به نام وى به « فلسفهء سينايى » معروف شده است .
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 224
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٢٢٤