تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 223

مساهمون:

صمقدمة ٢٢٣
به متون اسلامى ( قرآن وحديث ) نزديك ساخت تا به جايى كه خواهيم گفت حكمت متعاليه - يعنى مكتب معروف ملا صدرا - اين دو ( عقل ووحى ) را مانند دو عنصر جدانشدنى معرفى نمود ، كه نه فقط با يكديگر مخالفت ندارند ، بلكه از يك منشأ برخاسته ودر يك راه گام بر مىدارند . كلام اشعرى - كه تنها رقيب كلام شيعي بود - از قرن 5 و 6 ه . ق وبوسيلهء غزالى وفخر الدين رازي اندك اندك رنگ بأخت ودر بيشتر مسائل ( بجز در امامت وچند موضوع ديگر ) به كلام شيعي نزديك شد ، تا آنكه در مكتب شيراز فرقى چندان ميان اين دو مكتب نماند ويكپارچه گرديد .

فلسفه در شيعه « 1 »

ترجمهء كتب يوناني - سريانى به عربى ، كه تمام رشته‌هاى حكمت آن روز ( إلهيات - مباحث عاليهء فلسفه - منطق - رياضى - طبيعي - پزشكى - نجوم ) را شامل مىشد ، در حكم تدوين دائرة المعارفي بود كه تمام موضوعات بالا بطور پراكنده در آن وجود داشته باشد ؛ وحتى ميان مكتب افلاطونى وارسطوئى واسكندرانى جدا سازى دقيق انجام نشده بود وشايد به همين سبب بود كه حتى كتاب تاسوعات فلوطين ، به نام إلهيات أرسطو ( اثولوجيا ) شهرت يافت . بررسى مترجمان اين كتب - وحتى كندى كه « فيلسوف » ( فيلسوف عرب ) نام گرفته - از حكيم يا فيلسوف بودن آنان نشانى نمىدهد ، بلكه آثار بازمانده از آنان نشانگر آن است كه خود آن افراد نيز در واقع دائرة المعارفي بوده‌اند كه فلسفه وعلوم تابعه را
هامش
( 1 ) آن‌گونه كه در همين فصل خواهيم ديد فلسفه به دو شاخه شيعه وغير شيعه تقسيم نشد ، وعنوان سير فلسفه در شيعه براي رعايت روند بحثي است كه سير علوم عقلي را در ميان شيعيان بررسى مىكند .